برای مواد مخدر بلای خانمانسوز و اتش ی که در خرمن جوانان سرزمینم افتاده است
چند روز پیش به یاد ایام جوانی در خیابان ی از خیابان های شهرم پس از مدت ها قدم می زدم هوای دل انگیز ماه ماله ژیر دوئماینه (مهرماه) در سایسار چرخش برگ های نیمه زرد در ختان چنار و گردکان مد هوش کننده بود ، نگاهی گذرا به مردم انداختم تا شاید در پس لبخند ها و نگرانی هایشان اشنائی را بیابم تا چشم کار می کرد پر بود از رفتن ها،داد زدن برای فروش اناری و یا ناری چهره ها نا اشنا بودند اما در نگاهشان انگار سلام هائی پنهان بود جلوتر که رفتم به یک باره پایم ماند و سرم سر شد، خودایا چه بی یه ؟! ئه وه علی یه ؟ یه کامبیزه؟ ئه وه . ..یه " اری خودشان بودند دوستان و اشنایانی که همین دیروز با هم توب پلاستیکی را "دو پوسه " می کردیم و با چرخیدن به دور دو تکه سنگ شادمانی مان تکمیل می شد و به خانه که بر می گشتیم به تعداد گل ها و پاس ها فگر می کردیم واحیانا اگر زمین خورده بودیم و جائی از بدنمان درد می کرد ارام "ای " می گفتیم و...
علی یاد شوت هایت بخیر ، کامبیز عجب دست های تنومندی داشتی ، چی شده عزیزانم
چرا امروز باید به زور بتوانید راه بروید ؟چرا امروز باید از دیدن هم شرمنده شویم ؟ چرا؟
.....
دوستی می گفت فلانکسک که با 2 تن جنس گرفته بوده اندش با واسطه ای ازاد شده و با لو دادن تعدادی خورده فروش خود را بیمه کرده و اکنون کیلوئی می فروشد!
یاری دیگر می گفت امروز برای گرفتن نان خالی هم باید و قت بگذاری ودر صف چمباته بزنی اما برای تریاک نه ؟
.....
اگر خود به چشم ندیده بودم که در خیابان های اصلی شهر به راحتی خرید و فروش می شود شاید کمتر باور می کردم.
اگر این بچه ها را پیش از این ندیده بودم شاید این بار برایم سنگین نبود
اان صحنه های دلخراش مرا به یاد رژه ی های برادران ناجا انداخت و تاکتیک های رزمی شان و اخیرا هم فیلم هایشان !!!
چه بگویم چه می توان گفت ، به که می توان گفت.
ایا واقعا نیروی کمی در منطقه مستقر است؟
ایا واقعا برخورد می شود؟
ایا واقعا دستوری برای برخورد وجود دارد؟
ایا . . .
و هزاران ایای دیگری که .....
ایا حق با مرحوم خلخالی بود؟
در زمان پهلوی می گفتند اشرف وارد کننده است! امروز چه کسانی این وظیفه خطیر را بر عهده دارد؟
مشروب خوردن ویا فروش ان جرمی سنگین است اما شخص معتاد بیمار است ای وای نکند بخراشی پشتش را که از برگ گل بر تن سیمینش غنوده است!!!!
یا برای جلوگیری از بدحجابی در اریاشهر 5 ماشین گشت ارشاد لازم است
یا فلان روستا زاده ی بی نوائی که در عمرش به شهر نیامده باید به سرحد برود به سربازی و با اشرار بجنگد انهم 1200 کیلومتر انطرفتر تا ادم شود
یا شروین با پول بابا از ترکیه برود اروپاو حال و حول و درس بخواند و...
کاش عدالت را با الف می خواندند تا شاید درد نگیرد مچ دستی از خم کردن برای نوشتن خم عین اش و همیشه راست و حسینی بنویسدش
ببخشید اشفته نوشتم شاید یکی بخواند شاید هم نخواند شاید بداند و شاید هم ...