باد وگردخاک ان سال در صحرای عرفات زود آغاز شد حاجیان پیچیده درکفن سعی میکردند.

تیسفون نشینان عرب ازنشستن برتخت نرم قیصروکسری خسته شده بودند

"کی با خلیفه الله بیعت نکرده؟ حسین بن علی! یابایدبیعت کند یا باید برود پیش اجدادش" امویان میگفتند:

ودرخفا میگفتند:" الله !کدام خدا همان هبل بهتر بود"

"ای مردم من میخواهم دین جدم را نجات بدهم" حسین اینراگفت وپشت به گردوخاک ها راه افتاد

کوفیان کوف کوف کنان درخرابه های ساسانی میگشتند وهرروز دختری ازموالی را ... ند درردشت میانرودان چوب بدست بر بیل بدستان پارسی حکم میراندند

  تجار کوفی:" حق ما بود کوفه پایتخت باشد نه دمشق

به حسین نامه زذه ایم بیاید او حاکم شود اینجا پایتخت خواهد شد ما هم رونق میگیریم"

سوارمیخواهیم وجنگاور که با  خروج کرده برخلیفه الله بجنگیم ۱۰ روز بجنگید یک سال خراج ندهید

 "ملکهای ری و خوراسان و.... حاکم متخواهند سرحسین فرصت خوبیست" فرزندان اصحاب پیامبر! باخود میگفتند:

"یک سال بدون خراج  ۱۰ روز جنگ خیلی خوب است تازه با مخالف جانشین الله هم میجنگیم اگر کشته  شدیم هم به بهشت میرویم!!!"  عوام کوفه به همخوابه ها میگفتند:  

کاروان به دشت بلا رسید وگردوخاک را هم با خود آورد

بی کسی هم نوا با دجله وفرات موج میزد نخل ها دران وادی با وزش باد به امام سلام میکردند اما سرشان به زیر بود

بی آبی وتشنگی زنان وکودکان  درکنار بزرگترین رودی که عرب تاان روز دیده بود انتقام چاههای بدر بود!

"تاته آوو ئیمه  تئنیمونه" واین گفته برادرزاده بود که عباس را به ابدیت پروازداد وحماسه تاسوعا پدید آمدو....

"عباس" "یاالله" " عباس" "یا اخی" " عباس" یا اخ" " عباس" "یا"  عباس" " ی" "عباس" "عباس" واین صدای حسین بود که دیگر جوابی از قمر بنی هاشم نشبند

ادامه دارد....

فرزاد عزیزی-بخشی از نوشته منتشر نشده " حادثه کربلا"