من های 12 کیلوئی وماهای چند تنی
روزی با خودم میگفتم اگر من ساختمان چند طبقه ای در الشتر داشتم خیلی خوب بود و خانه دار شدم اما روزی که از دوراهی الشتر سوار بر اتوبوس داشتم به تهران می رفتم دیدم تمام الشتر به اندازه یک ن بیشتر نبود ومنیت من در الشتر حتی به اندازه ی نقطه ی "ن" هم نبود .چند سالی در تهران ۷ تا ۷ کار می کردم درس می خواندم و...وهر از چند گاهی از جلوی برج ایرانیان ولیعصر می گذشتم و ..بالاخره در تهران محلی را خریدم وبه نام من شد و...روزی که از فرودگاه امام هواپیمایم برخواست باز تهران را م ای بیشتر ندیدم که کل خیابان ۲۵ کیلومتری ولیعصر به اندازه ی گردی م اش نبود ودانستم چقدر است ان منیت من .واکنون که در این سمت اب ها هستم میبینم که ۱- ایران راخیلی ها با عراق اشتباه می گیرند ۲- بیشتر مسلمانها تفاوت شیعه وسنی را نمی دانند ۳-زبان فارسی را نمی شناسند ۴- در مسلمان بودنمان شک دارند و...
حالا به این فکر می کنم که ان روز که خود را در گل می انداختیم برای غیر حسین (ع) چقدر حقیربودیم.کسانی که یقه را تا ته می بستند وتسبیح به دست گوش ملت را می بریدند چقدر بدبخت بودند. کسانی که فکر می کنند کدخدای ده اند چقدر نادانند وکسانی که دم از عدالت و توسعه و...می زنند چقدر پرتند واز همه ی اینها پرت تر من بوده ام که دلم به خاطر این چیزها می تپید و می لرزید و....
حالا دارم می فهمم معنی رگ گردن و تعصب و غیرت وقومیت و طایفه و... را
حالا ارام ارام دارم می فهمم تفاوت من تبریزی را با من ۳ کیلوئی را
الشتر به احتمال زیاد عربی شده ایشتار الهه ی اب می باشد که در گذشته به نام های نیسایه .الایشته ر. الیشتر در تاریخ ثبت شده است مجسمه ایشتار که در ورودی شهر نصب شده خود معید این موضوع می باشد اما