به مناسبت سالگشت انتخابات ریاست جمهوری در ایران
این نوشته در اردیبهشت ۸۸ منتشر گردیده است
ما شناسنامه هایمان را به آب دادیم وحق رای نداریم الحمدالله
در جاده شلمرود پلیس چند نفر بدون شناسنامه را در روز رای گیری دستگیر کرده است که جلوی ماشینشان نوشته بودند ما شناسنامه هایمان را به آب دادیم وحق رای نداریم الحمدالله
در زیر برخی از بازجوئی های آنها را آورده ام
1- شغل : آموزگار
- قشری عمدتا زحمتکش با دریافتی نسبتا کم اما تاثیر کذار بویژه در شهرهای کوچک.
- چرا شناسنامه ات را به آب انداختی؟!
من یک معلم ام که از چند جهت در احاطه بودم الف: محل کار چنانچه برخلاف باند حاکم قدم بردارم سر
از شول آباد و ممیل وماژین،گردکانه،سیاب،چاله،قنبرعلی در می اورم بدون اضافه کاری وسایر مزایا وممکن است زمستانها حتی تا یک ماه خانواده را نبینم تازه ممکنه این بار ورق برگرده ومن.. ؟! ب:تیره وطایفه وهووز که چنان عیان است که نیاز به گفتن ندارد بابام دو سال است بر سر انتخابات با من قهر کرده است پ:دوستان و همسایه ها چنانچه همه می دانیم در شهر ما هرکس به خود اجازه می دهد مستقیم وغیر مستقیم در کار دیگری دخالت کند وبه جای او تصمیم بگیرد تعدادی با من خوبند اما اکثرا نه
- مثلا؟
نانوائی ها همه با اخم به من نان می دهندچون شورای جدیدسخت گیر است ومن به ان رای داده ام!
شغل :کشاورز
- پدرسوخته تو چرا شناسنامه ات را به آب دادی؟
: درکمیته ام.... به طور مستقیم وغیر مستقیم به من بینوا گوشزد می شود "وه ...رئ بئ یه ئه رانت خوو ئه" ومن بیچاره هم که می دانم در یک وجبی خانه ام خبر چین ها زیادند به خاطر "کفش ندا" هم که شده به .... رای می دهم .علاوه بر این کشاورز بینوا بیاد می آورد در انتخابات گذشته شلیک گلوله در پشت پنجره ی خانه اش باعث شده که بچه های کوچکش تا صبح نخوابند تازه کدخودا هم زمین هایش را از او پس گرفته است.
کدخودای ده:از ان زمان که مرا به خاطر کدخودابودن پدرم و.... از نامزدی شورا کنار گذاشتند هر کاری کردم حتی چند بار جلوی چشمشان به نامزدشان رای دادم فایده نداشت وندارد تازه پسردرسخوانده ام را هم چند بار به همین دلیل رد کرده واکنون در خانه نشسته وبیکار است.
بازاری: از ان زمان که شب اعلام نتایج مردم به مغازه ام یورش بردند و هر انچه داشتم بردند ودکان را آتش زدند هروقت صحبت از انتخابات است یا مسافرت می روم ویا تا مدتی آفتابی نمی شوم اینبار دیگر خودم را راحت کردم
کارمند:من شناسنامه ام را از قبل به رئیس داده ام وروز انتخابات می روم منزل مادرشوهرم "قاجار الدوله" که مخالف هر نوع رای گیری می باشد وان روز را با صلح وصفا به شب می رسانیم الان شناسنامه پسرم را که 15 ساله است به آب دادم از ترس اینکه صاحب رای بشود!شناسنامه خانمم هم که در دستان مادرخانم عزیزتر از جانم است.
و...
واینگونه است مفهوم آزادی در شهر من وحق! رای
-----------------------------------------------------------------------------------------------
علی رغم آنکه به یمن انقلاب مردم دربیشتر عرصه ها سرنوشت خود را خود تعیین می کنند اما در برخی از مناطق (لرستان ایلام و کرمانشاه و..) متاسفانه هفتخوان های وجود دارد که جامعه باید از انها بگذرد اما هنوز نگذشته است و به این زودی ها هم فکر نکنم بگذرد امثال ما شلمرودی ها البته به جای آب مهاجرت به شهرهای غریب و بزرگتر را برگزیدیم واکنون این مشکل را نداشته وبه راحتی رای می دهیم هر چند این ساده ترین راه بوده است.
شهيد مطهري ، در كتاب تكامل اجتماعي انسان ميفرمايد : «آزادي يكي از بزرگترين و عاليترين ارزشهاي انسان است ؛ به تعبير ديگر ، جزء معنويات انسان است ـ معنويات انسان ، يعني چيزهايي كه مافوق حدّ حيوانيت اوست ـ آزادي براي انسان ، ارزشي مافوق ارزشهاي مادي است . انسانهايي كه بويي از انسانيت بردهاند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سختترين شرايط ، زندگي كنند ولي در اسارت يك انسان ديگر نباشند و آزاد زندگي كنند»
کدخودائی
اردیبهشت 88 تهران
الشتر به احتمال زیاد عربی شده ایشتار الهه ی اب می باشد که در گذشته به نام های نیسایه .الایشته ر. الیشتر در تاریخ ثبت شده است مجسمه ایشتار که در ورودی شهر نصب شده خود معید این موضوع می باشد اما