احوالاتی ازشاعردربارجاجی والی منظمی "رحیم"

 

احوالات شاعر دربارحاجی والی منظمی حسنوند" رحیم"

دریکی ازروزهایی که  زمانی که خان مقتدرسلسله  دربستر بیماری بود پزشکان منطقه هر کس به گمان خود درمانی پیشنهاد می داد خان رو به رئیم کرد وگفت:"ناخوشی مئ  خوو بی یه سه  ئاویل بازکی تونیش چئی بووش!=بیماری من مایه تمسخر شده  شما نیز مطلبی عنوان کن

شاعر پس ازچند بار اکراه  رو به خان کرده وگفت:

"دو تومه ن   ئ په ر کیسه که ت آ که        بئ چئو ئ هه مه دو وئژت آزا که

اگرتو مئ ردی مه مود خو بئ ردئن           ماوه شئ فاعه ت  پئ رووژئ مئ ردئن "

ازخزانه ات دوتومان بردار وبرو به شهرهمدان وخودت رادرمان کن اگر مردی وپسرت محمودخان ارثت را برد آیا شفاعت شما پس ازمرگ خواهد شد.

 خان به همدان رفت وبهبود یافت پس ازبرگشت شاعر را فرا میخواند برای انعام او برای گرفتن انعام پیش یکی ازوابستگان خان میرود واو دو تومان به او میدهد

خان پس از بازگشت به شاعر رو کرده ومیگوید

"رئیم ئنومئ ت گئ رت "

رحیم جواب داد

"خان شاشناس پدراسی    ئئ  مه رحه مه تئ ت  دو تو مه ن  ره سی"

خان از این کار پسرناراحت شده وبه شاعر میگوید:

  "بئ چو دو هور ئو دو قاتئ ر آرد وگه نئم بار که  ئه را زئمئ سو ئاولیل "

 

راههای ارتباطی

راههای ارتباطی [ویرایش]

شهر الشتر باجاده فرعی آسفالته به طول حدود ۱۵ کیلومتر از دو سمت شمال و جنوب به راه اصلی خرم آباد به کرمانشاه متصل می‌شود. همچنین با جاده‌ای از سمت شرق به راه اصلی بروجرد-خرم آباد وصل می‌شود. از سمت غرب نیز به بخش فیروزآباد و از آنجا به نورآباد و دیگر مناطق لک نشین مرتبط است. روستاهای دره تنگ، دهرحم، امیر، هنام، تملیه، هنی، سیاهپوش و جوانمرد از روستاهای مشهور این دیار میباشد. الشتر در ۴۸ و ۱۵ طول‌ شرقی‌ و ۳۳ و ۵۱ عرض‌ شمالی‌، و در ارتفاع‌ ۶۰۰ ،۱متری‌ از سطح‌ دریا قرار گرفته‌ است‌. این‌ شهر در ۴۸ کیلومتری‌ شمال‌ خرم‌ آباد (مرکز استان‌) و ۱۱ کیلومتری‌ راه‌ خرم‌آباد به‌ نورآباد واقع‌ شده‌ که‌ ادامة این‌ راه‌ پس‌ از عبور از هرسین‌، به‌ کرمانشاه‌ منتهی‌ می‌شود ( فرهنگ‌ جغرافیایی‌ آبادیها، ۳۴؛ نقشة راهها). شهر الشتر در دشتی‌ به‌ همین‌ نام‌ قرار گرفته‌ است‌ و کوههای‌ گرین‌ و خرگوشناب‌ از رشته‌ کوههای‌ زاگرس‌ میانی‌ از دو سوی‌ شمال‌ و خاور آن‌ را در برگرفته‌اند. همچنین‌ کوه‌ بازگیران‌، نثار پهن‌ و سیاهدل‌ در فاصلة کمتری‌ در شمال‌ خاوری‌، خاور و جنوب‌ خاوری‌ آن‌ قرار دارند ( فرهنگ‌ جغرافیایی‌ آبادیها، ۳۳؛ نقشة عملیات‌). آب‌ و هوای‌ این‌ ناحیه‌ از لرستان‌، معتدل‌ و نیمه‌ خشک‌ است‌ و حداکثر دمای‌ آن‌ در تابستان‌ به‌ ۳۹ و حداقل‌ آن‌ در زمستان‌ به‌ ۷- سانتی‌گراد می‌رسد. رودهای‌ فصلی‌ متعددی‌ از ارتفاعات‌ شمالی‌ و خاوری‌ به‌ سوی‌ دشت‌ الشتر جاری‌ است‌ که‌ از میان‌ آنها تنها مسیر رودخانة فصلی‌ کَهمان‌ از مرکز بخش‌ می‌گذرد ( فرهنگ‌ جغرافیایی‌ آبادیها، ۳۳-۳۴). دامنه‌های‌ شمالی‌ کوه‌ گرین‌، سرچشمة آبهای‌ جاری‌ به‌ سوی‌ نهاوند است‌ (نقشة عملیات‌). بنابر افسانه‌ای‌ کهن‌، این‌ سرچشمه‌ (کوهها) طلسمی‌ داشته‌ (در متن‌: دو طلسم‌) به‌ نقش‌ گاو ماهی‌ بر تودة برف‌ و یخ‌ که‌ گویا حامی‌ و نگهبان‌ آن‌ بوده‌ است‌ (یاقوت‌، ۱/۲۷۶، به‌ نقل‌ از ابن‌ فقیه‌)

نمایندگان الشتر درمجلس [ویرایش]

  • حجت الله سوری
  • محمد محمدی
  • محمود رضا حسنوند
  • شیخ علی آل کاظمی

زبان نامشناسی وگردشگری الشتر

زبان [ویرایش]

ساکنان الشتر از طوایف لک به زبان لکی مکالمه می کنند. قوم لك يكی از اقوام ايرانی ساكن در منطقه غرب ايران هستند و به عبارتی جزو زاگرس‌نشينان به حساب می آيند[۱].زبان لکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی است و جنوبی ترین شاخه زبان شاید کردی به شمار می رود. زبان شناسان لکی را در شاخه زبان‌های کردی از شاخه زبان‌های ایرانی‌ تبار غربی قرار داده‌اند[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲] حدود یک‌ونیم میلیون نفر شامل یک میلیون نفر با زبان مادری (۲۰۰۲) به این زبان سخن می‌گویند.[۱۳].

نام‌شناسی [ویرایش]

نام آن بصورت لیشتر، لاشتر، الاشتر و اشتر در کتابهای قدیمی ضبط شده‌است. نام دیگر این شهر قلعه مظفری بوده‌است. الشتر مرکز منطقهٔ سلسله می‌باشد. سلسله شخصی بوده‌است که دارای سه فرزند به نام‌های حسن (جد حسنوندها) و یوسف (جد یوسفوندها) و کُلی (که لکی قُلی) است (جد کولیوندها) بوده‌است. در حال حاضر جز حسنوندها که در همان سلسله پراکنده هستند قسمت اعظمی از کولیوندها و یوسف‌وندها به شهرهای کنگاور، هرسین، دره‌شهر، کرج، کلاردشت و رودهن مهاجرت کرده‌اند.اَلَشْتَر، شهری‌ از شهرستان‌ سلسله‌ در استان‌ لرستان‌. نام‌ الشتر در مآخذ اسلامی‌ به‌ صورتهای‌ لاشتر (اصطخری‌، ۱۹۷؛ ابن‌ حوقل‌، ۲/۳۵۸، ۳۶۰)، لیشتر ( حدود العالم‌، ۴۰۷؛ ابن‌ اثیر، ۱۰/۳۹۸؛ راوندی‌، ۲۰۹، ۲۲۹) و اشتر (ظهیرالدین‌، ۵۵) آمده‌ است‌. یاقوت‌ آن‌ را به‌ دو گونة اشتر و لاشتر آورده‌، ولی‌ تلفظ محلی‌ آنجا را لیشتر دانسته‌ است‌ (۱/۲۷۶، ۳۴۱). وجه‌ اشتقاق‌ آن‌ را، برخی‌ با کلمة ایشتار (عشتر) ممکن‌ دانسته‌اند (باستانی‌، ۲۸۶-۲۸۷)، ولی‌ مبنای‌ علمی‌ برای‌ این‌ گفته‌ وجود ندارد.

مردم‌شناسی [ویرایش]

الشتر را بایستی یکی از مناطق مهم ناحیه‌ای دانست که بطور غیر رسمی به لکستان معروف است.ساکنان این منطقه را لکها تشکیل می‌دهند. این منطقه دارای بزرگانی در شعر و ادب بوده‌است که بیشتر به زبان لکی شعر می‌سروده‌اند همچون ملا حقعلی (عارف و شاعر تاریخی شهر) از طایفه سیاهپوش و ملاپریشان، ملا منوچهر، و ....

ساکنان الشتر از طوایف لک هستند. لک‌های الشتر از نسل امرای حسنویه که از اکراد شهرزور بوده و به این منطقه مهاجرت کرده‌اند می‌باشند.امرای حسنویه نزدیک به هزار سال پیش در کرمانشاه، نهاوند، الشتر، هرسین تا قسمتی از کردستان عراق حکومت داشته‌اند و بعد از پاشیده شدن حکومتشان، شاهزادگان این سلسله در این شهر و شهرهای اطراف ماندگار شدند. به همین خاطر است که حمد الله مستوفی انرا جزءکردستان اورده‌است. ساختار اجتماعی این شهر به صورت قومی-قبیله‌ای می‌باشد.طایفه یوسفوندوکولیوند و حسنوند وهمچنین طایفه های اقماری امیر(این طایفه اصالتا الشتری نبوده وبه گویش لری صحبت می کنند و جزء طوایف لک محسوب نمی شوند و هدف از ذکر نام آنها فقط اطلاع از وجودشان در شهر الشتر می باشد) و سیاهپوش ساکن این شهر می باشند. منطقه الشتر به خاطر طبیعت بکرش همیشه مورد توجه قرار می‌گرفته‌است بگونه‌ای که محل تفرج پادشاهان و امرا بوده‌است. کهمان این یادگار تاریخ گواه ان است این منطقه دارای درختان سر به فلک کشیدهٔ گردوست که قدمت انها به زمان ساسانی برمی‌گردد و از نظر تقسیم بندی جزء املاک تحت تملک طایفه یوسفوند می باشد. خاندان پهلوی عمارت‌هایی برای تفریح و تفرج در این شهر ساختند که در حال حاضر این اماکن در اختیار سپاه پاسداران می‌باشد.(از کهمان در برخی منابع با نام (کی امان که به معنی امانگاه کی یعنی شاه)یاد شده‌است).

گردشگری [ویرایش]

آثار تاریخی: قلعه مظفری، پل کاکارضا، پل هنام، تپه گریران، سراب چناره. الشتر یکی از زیباترین شهرهای لرستان از نظر مناظر طبیعی می‌باشد.از جمله مناطق طبیعی آن می توان به سراب کهمان، سراب زز، کوههای مهاو و گرین، چشمه گولم کاو وسراب پرسك و ... اشاره کرد.آثار بر جای‌ مانده‌ در نزدیکی‌ الشتر اینهاست‌: پلی‌ بزرگ‌ منسوب‌ به‌ ابوالنجم‌ بدربن‌ حسنویه‌ (حک ۳۶۹- ۴۰۵ق‌) و نیز گورهای‌ متعدد منسوب‌ به‌ خاندان‌ برسقیان‌ (گلزاری‌، ۱/۲۲۶؛ ایزدپناه‌، ۱/۵۸)

در الشتر
 آیین خون‌صلح (خویین سوئیل) جوانی را زندگی دوباره بخشید

سنت حسنه "خون صلح" يکي از آيين‌هاي سنتي مردم  غرب کشور است که در آن خانواده‌ی مقتول به حرمت کلام‌الله مجید و با وساطت بزرگان، از حق شرعی و قانونی قصاص گذشته و قاتل را عفو می‌نماید.

جواني که حدود شش سال پيش در جريان يک درگيري در الشتر مرکز شهرستان سلسله مرتکب قتل شده بود، با برگزاري مراسم سنتي "خون صلح" و رضايت اولياي مقتول، از مجازات قصاص و اعدام رهايي يافت. به گزارش نشریه اینترنتی لور به نقل از ايرنا، فرد مقتول براساس حکم دادگاه به قصاص و مجازات اعدام محکوم شده بود که با گذشت اولياي دم، نامبرده از مجازات اعدام و مرگ نجات يافت. سنت حسنه "خون صلح" يکي از آيين‌هاي سنتي مردم لرستان و غرب کشور است که در آن خانواده فرد گناهکار و يا قاتل، براي طلب بخشش از خانواده مقتول با هدف گذشت از گناه متخلف و بخشش وي از مجازات برگزار مي‌شود. دراين مراسم که با حضور گسترده اهالي منطقه و بزرگان محلي برگزار مي‌شود، فرد گناه‌کار کفن پوشيده و با در دست گرفتن قرآن کريم به نشانه گذشت و يک خنجر به عنوان حکم قصاص به نزد اوليا دم رفته و خواستار اقدام آنها در خصوص بخشش و يا اجراي حکم قصاص مي‌شود. در اين مراسم اولياي دم نيز با بوسيدن قرآن کريم، فرد گناه‌کار را به حرمت قرآن بخشيده و از مجازات وي صرفنظر مي‌کنند. اين سنت حسنه يکي از آيين‌هاي قديمي و بزرگ در ميان مردمان اين منطقه است که از جايگاه بالايي در ميان مردم برخوردار است.

 لازم به ذکر است در چند دهه گذشته تعدادی به ظاهر روشن فکر! با این سنت حسنه (که البته در مواردی هم حسنه نبوده است) با نوشتن مقاله هاوساختن فیلم هایی مانند خون بس جنبه منفی این سنت دیرین را به چالش کشیدند بی آنکه کامل ان را باز کنند یک طرفه انرا رد کرده ونشانه ای از عقب افتادگی و... می دانستند که امید است با درایت مسئولین وتبلیغ درست در رسانه ها وبا پیرایش این سنت از برخی ایراد ها به عنوان یک سنت همه گیر وکارگشا در آید

قوئرئونئ خه ط  و"ئشا

قوئرئونئ خه ط  و"ئشا


جام جم آنلاين گزارش داد: قرآن "خط وشا" كه به زبان لكي و با دست‌‌خط كتابت شده است در آرامگاه شيخ اميرعلي (8 کیلومتری شمال شهر الشتر ودر دامنه ی کوه گرین در روستای ده کومئین (دکماوند) )نگهداري مي‌شود.در نوشتن علامات اين قرآن از جوهر زعفران و براي تهيه جلد آن از تخته سه لا و پوست آهو استفاده شده است.گفته مي شود مشابه اين قرآن در موزه شيراز وجود دارد. قدمت اين قرآن 160 سال و فاصله خطوط آن دو سانتيمتر است و از اين رو به قوئرئونئ خه ط  و"ئشا  ( قرانی که خط اش باز است) معروف است.
با تشکر از تاویر

الشتر از نگاه امار

در نوشته زیر با نگاهی اماری به الشتر نگریسته شده است البته برخی از اطلاعات اورده شده قدیمی می باشد ونمی تواند درست باشد.

ااَلَشْتَر، شهری‌ از شهرستان‌ سلسله {منطقه لکستان}‌ در استان‌ لرستان‌. نام‌ الشتر در مآخذ اسلامى‌ به‌ صورتهای‌ لاشتر (اصطخری‌، 197؛ ابن‌ حوقل‌، 2/358، 360)، لیشتر ( حدود العالم‌، 407؛ ابن‌ اثیر، 10/398؛ راوندی‌، 209، 229) و اشتر (ظهیرالدین‌، 55) آمده‌ است‌. یاقوت‌ آن‌ را به‌ دو گونة اشتر و لاشتر آورده‌، ولى‌ تلفظ محلى‌ آنجا را لیشتر دانسته‌ است‌ (1/276، 341). وجه‌ اشتقاق‌ آن‌ را، برخى‌ با كلمة ایشتار (عشتر) ممكن‌ دانسته‌اند (باستانى‌، 286-287)، ولى‌ مبنای‌ علمى‌ برای‌ این‌ گفته‌ وجود ندارد.
الشتر در 48 و 15 طول‌ شرقى‌ و 33 و 51 عرض‌ شمالى‌، و در ارتفاع‌ 600 ،1متری‌ از سطح‌ دریا قرار گرفته‌ است‌. این‌ شهر در 48 كیلومتری‌ شمال‌ خرم‌ آباد (مركز استان‌) و 11 كیلومتری‌ راه‌ خرم‌آباد به‌ نورآباد واقع‌ شده‌ كه‌ ادامة این‌ راه‌ پس‌ از عبور از هرسین‌، به‌ كرمانشاه‌ منتهى‌ مى‌شود ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 34؛ نقشة راهها).
شهر الشتر در دشتى‌ به‌ همین‌ نام‌ قرار گرفته‌ است‌ و كوههای‌ گرین‌ و خرگوشناب‌ از رشته‌ كوههای‌ زاگرس‌ میانى‌ از دو سوی‌ شمال‌ و خاور آن‌ را در برگرفته‌اند. همچنین‌ كوه‌ بازگیران‌، نسار پهن‌ و سیاهدول‌ در فاصلة كمتری‌ در شمال‌ خاوری‌، خاور و جنوب‌ خاوری‌ آن‌ قرار دارند ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 33؛ نقشة عملیات‌). آب‌ و هوای‌ این‌ ناحیه‌ ، معتدل‌ ‌ است‌ و حداكثر دمای‌ آن‌ در تابستان‌ به‌ 39 و حداقل‌ آن‌ در زمستان‌ به‌ 7- سانتى‌گراد مى‌رسد.{در زمستان گاهی تا 20- می رسد} رودهای‌ فصلى‌ متعددی‌ از ارتفاعات‌ شمالى‌ و خاوری‌ به‌ سوی‌ دشت‌ الشتر جاری‌ است‌ كه‌ از میان‌ آنها تنها مسیر رودخانة فصلى‌ كَهمان‌ از مركز بخش‌ مى‌گذرد ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 33-34). دامنه‌های‌ شمالى‌ كوه‌ گرین‌، سرچشمة آبهای‌ جاری‌ به‌ سوی‌ نهاوند است‌ (نقشة عملیات‌). بنابر افسانه‌ای‌ كهن‌، این‌ سرچشمه‌ (كوهها) طلسمى‌ داشته‌ (در متن‌: دو طلسم‌) به‌ نقش‌ گاو ماهى‌ بر تودة برف‌ و یخ‌ كه‌ گویا حامى‌ و نگهبان‌ آن‌ بوده‌ است‌ (یاقوت‌، 1/276، به‌ نقل‌ از ابن‌ فقیه‌).
برخى‌ خاورشناسان‌ سرزمین‌ كهن‌ الشتر را همان‌ «نسا» دانسته‌اند كه‌ داریوش‌ در كتیبة بیستون‌ از آن‌ یاد كرده‌ است‌، ولى‌ پورداود در این‌ نظریه‌ تردید كرده‌ است‌، زیرا نسای‌ یاد شده‌ متعلق‌ به‌ دورة ماد، و از مكانهای‌ مهم‌ پرورش‌ اسب‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 288-290). آثاری‌ چون‌ سفالهای‌ منقوش‌ و اشیاء برنزی‌ كه‌ در دشت‌ الشتر كشف‌ شده‌اند، نشانة آبادانى‌ این‌ سرزمین‌ در دوره‌های‌ كهن‌ است‌ (استاین‌، 291 -277 ؛ گدار، 25، 26؛ واندنبرگ‌، 95). حمدالله‌ مستوفى‌ به‌ وجود آتشكدة اروخش‌ (یا اردخش‌، اردحش‌، اروحش‌) كه‌ قبلاً در آنجا وجود داشته‌، اشاره‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 107). اصطخری‌ به‌ موقعیت‌ مكانى‌ الشتر اشاره‌ كرده‌، و آنجا را از شهرهای‌ جبال‌ دانسته‌ كه‌ در 10 فرسخى‌ نهاوند و 12 فرسخى‌ شاپورخواست‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 197). ابن‌ حوقل‌ الشتر را در میان‌ راه‌ ری‌ به‌ شاپورخواست‌ نوشته‌ است‌ (2/358).
در حدود سدة 6ق‌، الشتر از تختگاههای‌ برسقیان‌ بوده‌ است‌ (ظهیرالدین‌، 56؛ راوندی‌، 229). در نیمة نخست‌ همان‌ سده‌ در الشتر، گروهى‌ از امیران‌ با برسق‌ِ الشتر بر ضد مسعود بن‌ ملكشاه‌ سلجوقى‌ هم‌ عهد شدند. سلطان‌ پس‌ از آگاهى‌ به‌ الشتر رفت‌ و امیران‌ از كردة خویش‌ پشیمان‌ شدند و سلطان‌ نیز از گناه‌ آنان‌ درگذشت‌ (همانجا)، اما طغرل‌ پس‌ از شكست‌ از برادرش‌ مسعود هنگام‌ فرار به‌ سوی‌ خوزستان‌، وزیر خویش‌ خواجه‌ قوام‌ الدین‌ درگزینى‌ را در الشتر به‌ دار آویخت‌ (ظهیرالدین‌، 55). در دورة صفویه‌ حكومت‌ الشتر به‌ امیران‌ كرد سپرده‌ شد (اسكندربیك‌، 141). در اواخر سدة 13ش‌، دژ استواری‌ كه‌ قلعة مظفری‌ نام‌ گرفت‌، در خاور الشتر، توسط مهری‌ خان‌  حسنوندامیرالعشایر و مهرعلى‌ خان‌ امیر منظم‌ ساخته‌ شد ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ ایران‌، 6/21). مدتى‌ مهرعلى‌ خان‌ در این‌ قلعه‌ حكمرانى‌ كرد و موجبات‌ ناامنى‌ در شمال‌ لرستان‌ را فراهم‌ آورد!{تا سامن همدان را به زیر سلطه خود در اورد}، ولى‌ سرانجام‌ توسط حاكم‌ نظامى‌ لرستان {با حیله}‌ دستگیر و اعدام‌ شد (استارك‌، 21، 22). مى‌توان‌ گفت‌ كه‌ این‌ ناامنیها مانع‌ آبادانى‌ الشتر در سده‌های‌ اخیر بوده‌ است‌ (ظل‌ السلطان‌، 608؛ استارك‌، 22). این‌ آبادی‌ مدتى‌ به‌ نام‌ قلعة مظفری‌ و مركز دهستان‌ الشتر شناخته‌ مى‌شد ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ ایران‌، همانجا؛ اسامى‌...، 276، 278؛ گزارش‌...، 10). همچنین‌ در آغاز سدة حاضر به‌ این‌ نواحى‌ «سلسله‌» نیز گفته‌ مى‌شده‌ است‌ و ییلاق‌ برخى‌ ایلات‌ و طوایف‌ لک مانند حسن‌وند و یوسف‌وند و كولى‌وند بوده‌ كه‌ بیشتر آنها در 1312ش‌ تخته‌قاپو شدند (كریمى‌، 160؛ رزم‌ آرا، 96 ، 97، 107، 112).
هم‌ اكنون‌ الشتر وفیروز اباد  شهر های شهرستان‌ سلسله‌ شمرده‌ مى‌شوند، ولى‌ تا 1372ش‌ نام‌ الشتر به‌ یكى‌ از بخشهای‌ هشت‌ گانة شهرستان‌ خرم‌ آباد اطلاق‌ مى‌شد. از 1373ش‌ دهستانهای‌ آن‌، زیر نام‌ بخش‌ مركزی‌ شهرستان‌ سلسله‌ از شهرستان‌ خرم‌ آباد جدا شده‌ است‌ ( آمارنامه‌، 1372ش‌، 16-17، 19). در 1355ش‌، الشتر 751 ،5نفر ( 084 ،1خانوار) جمعیت‌ داشته‌ است‌ و در سرشماری‌ 1365ش‌، جمعیت‌ آن‌ به‌ 146 ،14نفر ( 491 ،2خانوار) افزایش‌ یافته‌ بود ( سرشماری‌، 1355ش‌، 1/ل‌؛ سرشماری‌، 1365ش‌، 19). آخرین‌ برآورد در 1373ش‌، جمعیت‌ الشتر را 079 ،23نفر ( 523 ،3خانوار) با بعد خانوار بیش‌ از 6 نفر نشان‌ مى‌دهد ( آمارنامه‌، 1373ش‌، 86).
ساكنان‌ الشتر  به‌ زبان‌ لکی‌ سخن می گویند و گویش‌ لری‌ نییز در بخش های اندکی به کار می رود و تقریباً همگى‌ شیعه‌اند ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 33، 34). 2/81% از جمعیت‌ فعال‌ الشتر، شاغل‌، و بقیه‌ بیكارند ( آمارنامه‌، 1373ش‌، 73). فعالیت‌ اقتصادی‌ آنان‌ به‌ ترتیب‌ در گروههای‌ عمدة ساختمان‌، كشاورزی‌ و دامپروری‌ و صنعت‌ متمركز شده‌ است‌ ( سرشماری‌، 1365ش‌، همانجا). زمینها و باغهای‌ اطراف‌ شهر بیشتر به‌ كشت‌ غلات‌ و حبوبات‌، تره‌ بار، سویا، چغندرقند، سیب‌، گلابى‌، هلو، زردآلو، گردو و گیلاس‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌ ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 33). همچنین‌ 3/78% از جمعیت‌ 6 ساله‌ و بیشتر الشتر باسواد، و بقیه‌ بى‌سوادند ( آمارنامه‌، 1373ش‌، 86). در الشتر، افزون‌ بر مدرسة ابتدایى‌، مدرسة راهنمایى‌ و دبیرستان‌،مدرسة فنى‌ و حرفه‌ای‌ و یك‌ واحد دانشگاه‌ پیام‌ نور وچندرشته دانشگاهازاد به همراه چندرشته دولتی نیز دایر است‌ ( فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیها، 35).
آثار بر جای‌ مانده‌ در نزدیكى‌ الشتر اینهاست‌: پلى‌ بزرگ‌ منسوب‌ به‌ ابوالنجم‌ بدربن‌ حسنویه‌ (حك 369- 405ق‌) و نیز گورهای‌ متعدد منسوب‌ به‌ خاندان‌ برسقیان‌ (گلزاری‌، 1/226؛ ایزدپناه‌، 1/58).
مآخذ: آمارنامة استان‌ لرستان‌ (1372ش‌)، سازمان‌ برنامه‌ و بودجة استان‌ لرستان‌، تهران‌، 1373ش‌؛ همان‌ (1373ش‌)، تهران‌، 1374ش‌؛ ابن‌ اثیر، الكامل‌؛ ابن‌ حوقل‌، محمد، صورة الارض‌، لیدن‌، 1939م‌؛ اسامى‌ دهات‌ كشور، وزارت‌ كشور، تهران‌، 1323ش‌؛ استارك‌، فریا، سفری‌ به‌ دیار الموت‌، لرستان‌ و ایلام‌، ترجمة على‌ محمد ساكى‌، تهران‌، 1364ش‌؛ اسكندربیك‌ منشى‌، عالم‌ آرای‌ عباسى‌، تهران‌، 1350ش‌؛ اصطخری‌، ابراهیم‌، مسالك‌ الممالك‌، لیدن‌، 1927م‌؛ ایزدپناه‌، حمید، «خاندان‌ برسقیان‌ لرستان‌»، نامة مینوی‌، به‌ كوشش‌ حبیب‌ یغمایى‌ و دیگران‌، تهران‌، 1350ش‌؛ باستانى‌ پاریزی‌، محمد ابراهیم‌، خاتون‌ هفت‌ قلعه‌، تهران‌، 1344ش‌؛ پورداود، ابراهیم‌، فرهنگ‌ ایران‌ باستان‌، تهران‌، 1356ش‌؛ حدود العالم‌، به‌ كوشش‌ مینورسكى‌، كابل‌، 1342ش‌؛ حمدالله‌ مستوفى‌، نزهة القلوب‌، به‌ كوشش‌ گ‌. لسترنج‌، لیدن‌، 1331ق‌/1913م‌؛ راوندی‌، محمد، راحة الصدور و آیة السرور، به‌ كوشش‌ محمد اقبال‌، تهران‌، 1333ش‌؛ رزم‌آرا، على‌، جغرافیای‌ نظامى‌ ایران‌، لرستان‌، تهران‌، 1320ش‌؛ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1355ش‌)، استان‌ لرستان‌، مركز آمار ایران‌، تهران‌، 1359ش‌؛ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1365ش‌)، نتایج‌ تفصیلى‌، شهرستان‌ خرم‌آباد، مركز آمار ایران‌، تهران‌، 1367ش‌؛ ظل‌ السلطان‌، مسعود میرزا، خاطرات‌، تهران‌، 1368ش‌؛ ظهیرالدین‌ نیشابوری‌، سلجوق‌نامه‌، تهران‌، 1332ش‌؛ فرهنگ‌ جغرافیایى‌ آبادیهای‌ كشور (خرم‌آباد)، سازمان‌ جغرافیایى‌ نیروهای‌ مسلح‌، تهران‌، 1373ش‌، ج‌ 58؛ فرهنگ‌ جغرافیایى‌ ایران‌ (آبادیها)، استان‌ ششم‌، دایرة جغرافیایى‌ ستاد ارتش‌، تهران‌، 1330ش‌؛ كریمى‌، بهمن‌، راههای‌ باستانى‌ و پایتختهای‌ قدیمى‌ غرب‌ ایران‌، تهران‌، 1329ش‌؛ گدار، آندره‌، هنر ایران‌، ترجمة بهروز حبیبى‌، تهران‌، 1358ش‌؛ گزارش‌ مشروح‌ حوزة سرشماری‌ خرم‌آباد، وزارت‌ كشور، تهران‌، 1338ش‌؛ گلزاری‌، مسعود، كرمانشاه‌ - كردستان‌، تهران‌، 1357ش‌؛ نقشة راههای‌ جمهوری‌ اسلامى‌ ایران‌، تهران‌، سحاب‌، شم 506؛ نقشة عملیات‌ مشترك‌ (زمینى‌)، سازمان‌ جغرافیایى‌ نیروهای‌ مسلح‌، تهران‌، 1371ش‌، گ‌ 9- 39 ؛ NI واندنبرگ‌، لویى‌، باستان‌ شناسى‌ ایران‌ باستان‌، ترجمة عیسى‌ بهنام‌، تهران‌، 1348ش‌؛ یاقوت‌، بلدان‌؛

بئ ته کی

بئ ته کی الشتر  زادگاه اصلی شعر ومعرفت حوزه کولی وند

روستای بتکی در 6 کیلو متری الشتر و 10 کیلو متری فیروزآباد بر کنار جاده الشتر فیروز آباد ،نورآباد واقع شده است. منطقه ای کهن و زیبا در کنار تپه ای باستانی که البته اکثر اهالی خودشان را نزدیک جاده اصلی کشانده اند. چراغ لامپا که خریدیدم خیلی از اهالی برای شب نشینی به خانه ما می آمدند

ادامه نوشته

الیشتر یا الشتر تا ..

الثشتئ رشهري‌ از شهرستان‌ سلسله‌ در استان‌ لرستان‌. نام‌ صورت تلفظی واقعی الشتر به صورت بالا می باشد زیرا  ی ان  کوتاه مانند تلفظ ی شیر درنده در زبان لکی می باشد  که در خط لکی  ث  معادل برای ان در نظر گرفته شده است.

نویسند گان اسلامى‌  الشتر را به‌ صورتهاي‌ لاشتر (اصطخري‌، 197؛ ابن‌ حوقل‌، 2/358، 360)، ليشتر ( حدود العالم‌، 407؛ ابن‌ اثير، 10/398؛ راوندي‌، 209، 229) و اشتر (ظهيرالدين‌، 55) آمده‌ است‌. ياقوت‌ آن‌ را به‌ دو گونة اشتر و لاشتر آورده‌، ولى‌ تلفظ محلى‌ آنجا را ليشتر دانسته‌ است‌ (1/276، 341). وجه‌ اشتقاق‌ آن‌ را، برخى‌ با كلمة ايشتار (عشتر) ممكن‌ دانسته‌اند (باستانى‌، 286-287)، ولى‌ مبناي‌ علمى‌ براي‌ اين‌ گفته‌ وجود ندارد.

شايد نزديكترين معناي الشترهمان قول استاد باستاني پاريزي است كه    مي گويد ممكن است آل به معناي سرخ واشتر به معناي تابناك باشدوبيش از هر چيزبه مجسمه ايشتار كه دراين نواحي بوده ، شبيه است .

ايشتر يكي ازاساطير كهن ونام آشناي بين النهرين است كه الهه عشق وجذابيت وجنگ مي باشد. اين الهه مهمترين الهه در آسياي غربي و حيوان مقدس او شير بوده است . اكنون كه به بين النهرين رفته ايم بايد از اسطوره گيلگمش وحماسه او نام برد چون از خاك راز دارالشتربارها مجسمه گيلگمش به شكلهاي مختلف سر برآورده است واين نزديكي تمدن بين النهرين را با اين ديار مي رساند . در اوستا شِتربه معني شهر آمده است ، با توجه به كتاب نزهه القلوب (74 ه،ق) كه مي گويد ليشتر شهريست وسط وجان فزه در او آتش خانه اروخش بوده است . وجه مشترك الشتر وشِتربه دليل رخنه دين زرتشت ووجود آتشكده دراين محل به چشم مي خورد پیدا شدن مجسمه فه ره ؤه هه ر( فروهر) که اخیرا پیدا شد و نظریه ی اتشکده بودن تپه ی گئر ئیرو(تپه ی ایرانی)! در دشت سلسله خود موید این مطلب است. .

تيمسار علي رزم آرا در كتاب جغرافياي ايران لرستان ص 118 از الشتر چنين ياد مي كند : الشتر فعلي مطابق اسناد ومدارك حاضر ، سابقاً مرسوم به شهر ال ا شتر بوده  تاست ، ساختمان وتمدن آن قديمي ودر اطراف آن

 

نيز آثاروعلائم زيادي از تمدن گذشته به دست مي آيد . علاوه بر موارد فوق وريشه هاي تاريخي آن جغرافي وتاريخ نگاران زيادي نسبت به نام الشترحساس بوده وهر كدام به مناسبتهايي درباره الشتر مطالبي نوشته اند از جمله نويسنده كتاب حدود العالم كه مي گويد : ليشتر شهريست با هواي درست وبسياركشت كه از او بندق بسيار خيزدوابن حوقل در صوره الارض اين ملك را لاشتر مي خواند ، استخري در مسالك وممالك لاشتر، مستوفي درنزهه القلوب ليشتر ، ظهير الدين نيشابوري در سلجوقنامه اشتر ، در راحته الصدورليشتر ، وچندين وچند نام ديگر در كتابهاي كهن ديگر .

الشتر دردامن خود هزاريادگار از ادوار كهن ايران به امانت نگاه داشته است .  در شمال ، چهل نابالغان كه ياد آور جنگ معروف نهاوند است كه مقتل چهل تن از نزديكان يزدگرد سوم مي باشد . در شرق ،       ولاش كوه كه يادگارنام بلاش چهارم است . در جنوب ، قلائي با     شاهي لو كه ازاساطير كياني حرفها وقصه ها دارد ودر پهن دامان الشتر در دامنه كوه گرين آتشخانه معروف اروخش در دره مقدس آش آرميده است . دره آش يادآورامشاي مقدس است .  الشتر از شمال بانهاوند ، جنوب با خرم آباد ، شرق با بروجرد وغرب با نورآباد همسايه مي باشد .

نمائی از کوه گرین و الشتر

نمائی از کوه گرین و الشتر

 چانچه درتصویر دیده می شود شهر الشتر در شمال شرقی جلگه ی الشتر(نیسایه باستانی) قرار دارد نزدیکی مناطق شهری شهر الشتر یه روستاهای جوانمرد و چشمه برقی (در سمت شمال شرقی شهر الشتر)و نیمه دیم بودن زمین ها ی این منطقه و شیب دار بودن انها بهترین گزینه برای گسترش شهر می باشد تا از این بیشتر زمین های مرغوب این دشت حاصلخیز تخریب نگردند مورد دیگر که مشاهده می شود وجود جوی های نامنظم و مرز بندی های زیاد در زمین های کشاورزی می باشد که باز یکی از عوامل نامناسب بهره برداری از این زمین هاست .جای مهم دیگر تپه ی باوه دائی می باشد که می تواند یک جاذبه ی توریستی بسیار زیبا گردد هرچند اقداماتی در این ضمینه انجام گرفته است اما کافی نیست ووجود گورستانی که روزانه در حال گسترش است نیز یکی از عوامل منفی در این ناحیه می باشد.عامل مهم دیگر سراب امارت در شمال شهر است که متاسفانه به دلیل کوتاهی مقامات مسول واعمال نفوذ برخی سرمایه داران!(الف و . .) این سراب زیبا تبدیل به ایستگاه های پرورش ماهی گشته است که جای بسی تاسف است.

نمائی از سلسله

نمائی از سلسله(دشت باستانی نیسایه)

این دشت زیبا را بایستی یک از مناطق زیبای ناحیه زاگرس و لکستان نامید چرا که سرشار از تنوع زیستی بوده ویکی از مراکز مهم کشاورزی می باشدکه دارای جاذبه های توریستی فراوانی چون کئ یه مو ُزه ز -هوئنوم -باوه دائی -دواب -گئریران و . .  می باشد ( در تصویر مشخص شده اند). متاسفانه بی توجهی مسئولان بومی و عدم شناخت بیشتر انها به مکانیزم های توسعه پایدار و کوتاه نظری خیلی از انها سبب شده این منطقه ی زبیا همچنان ناشناخته بماند به گونه ای که اکثر کسانی که به این منطقه می ایند یا از طریق دوستان الشتری در جریان قرار گرفته اند و یا بطور اتفاقی و گذری از این منطقه گذشته اند در این میان رسانه های ملی و محلی بسیار می تواند موثر واقع شوند اما تا کنون  ما چنین چیزی را ندیده ایم به امید روزی که این اتفاق بیفتد و . . .

الشتر در سال 70

قلعه ی مظفری قلب تپنده ی منطقه ی شمال لرستان در صده های پیشین که متاسفانه به دلایل زیر از بین رفت؟!

۱-اقدام تعدادی نو کیسه نزول خوار که با تبانی شخصی به نام . . .  با اقدامی شرمگینانه و جلوی چشم همه (دولتی و..) قلعه را خراب کرده و خانه ساختند جای بسی تاسف است تعدادی از معتمدین پولدار!! نیز در این اقدام دخیل بوده وهم اکنون در انجا ساکن می باشند.

۲- فه رزه نئ  ئا گئر خاکسه ر مه یو (فرزند اتش خاکستر میبا شد) کجائی مهر علی خان حسنوند که ببینی این واقعیت تلخ را در این چئ ل سئ روو لکی(با تمام احترامی که برای خاندان قائلم)

۳-نبود شناخت و در خود تنیدن اجتمائی توده عوام و درجا زدن عقایدشان بهمراه سکوت توام با ترس نخبگان الشتری سال هاست که زمینگیرمان کرده است.حتی خبر این تخریب شرم آور هم منتشر نشد؟!!!

۴-فقر مالی وفرهنگی که باعث شد بسیاری از خلق نزول را بر عروج ترجیح دهند و با پرداخت نشدن پول هایشان توسط خاکستر ها به قلعه حمله کنند!!

۵-بی توجهی مسئولان

 

درنقشه ی زیر تعدادی از جاههای باستانی شهر الشتر آورده شده اند که برخی از آنها دیگر باستانی نیستند زیرا حفاری شده اند !!! 

الشتر از دیدگاه مورخین

الشتر به روایت نویسندگان

برخی از خاورشناسان سرزمین کهن الیشتر را همان نیسایه باستانی دانسته اند که در کتیبه داریوش از ان یاد شده است.

آثاري‌ چون‌ سفالهاي‌ منقوش‌ و اشياء برنزي‌ كه‌ در دشت‌ الشتر كشف‌

شده‌اند، نشانة آبادانى‌ اين‌ سرزمين‌ در دوره‌هاي‌ كهن‌ است‌ (استاين‌، 291

-277 ؛ گدار، 25، 26؛ واندنبرگ‌، 95). حمدالله‌ مستوفى‌ به‌ وجود آتشكدة

اروخش‌ (يا اردخش‌، اردحش‌، اروحش‌) كه‌ قبلاً در آنجا وجود داشته‌، اشاره‌

كرده‌ است‌ (ص‌ 107).

 اصطخري‌ به‌ موقعيت‌ مكانى‌ الشتر اشاره‌ كرده‌ا

را از شهرهاي‌ جبال‌ دانسته‌ كه‌ در 10 فرسخى‌ نهاوند و 12 فرسخى‌

شاپورخواست‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 197). ابن‌ حوقل‌ الشتر را در ميان‌ راه‌ ري‌ به‌

شاپورخواست‌ نوشته‌ است‌ (2/358).

در حدود سدة 6ق‌، الشتر از تختگاههاي‌ برسقيان‌ بوده‌ است‌ (ظهيرالدين‌،

56؛ راوندي‌، 229). در نيمة نخست‌ همان‌ سده‌ در الشتر، گروهى‌ از اميران‌

با برسق‌ِ الشتر بر ضد مسعود بن‌ ملكشاه‌ سلجوقى‌ هم‌ عهد شدند.

سلطان‌ پس‌ از آگاهى‌ به‌ الشتر رفت‌ و اميران‌ از كردة خويش‌ پشيمان‌ شدند

و سلطان‌ نيز از گناه‌ آنان‌ درگذشت‌ (همانجا)، اما طغرل‌ پس‌ از شكست‌ از

برادرش‌ مسعود هنگام‌ فرار به‌ سوي‌ خوزستان‌، وزير خويش‌ خواجه‌ قوام‌

الدين‌ درگزينى‌ را در الشتر به‌ دار آويخت‌ (ظهيرالدين‌، 55). در دورة صفويه‌

حكومت‌ الشتر به‌ اميران‌ كرد سپرده‌ شد (اسكندربيك‌، 141). در اواخر سدة

سیزده ش‌، دژ استواري‌ كه‌ قلعة مظفري‌ نام‌ گرفت‌، در خاور الشتر، توسط

مهري‌خان‌ اميرالعشاير و مهرعلى‌ خان‌ امير منظم‌ ساخته‌ شد ( فرهنگ‌

جغرافيايى‌ ايران‌، 6/21). مدتى‌ مهرعلى‌ خان‌ در اين‌ قلعه‌ حكمرانى‌ كرد و

موجبات‌ ناامنى‌ در شمال‌ لرستان‌ را فراهم‌ آورد، ولى‌ سرانجام‌ توسط حاكم‌

نظامى‌ لرستان‌ دستگير و اعدام‌ شد (استارك‌، 21، 22).اين‌ آبادي‌ مدتى‌ به‌

نام‌ قلعة مظفري‌ و مركز دهستان‌ الشتر شناخته‌ مى‌شد ( فرهنگ‌

جغرافيايى‌ ايران‌، همانجا؛ اسامى‌...، 276، 278؛ گزارش‌...، 10). همچنين‌ در

آغاز سدة حاضر به‌ اين‌ نواحى‌ «سلسله‌» نيز گفته‌ مى‌شده‌ است‌ و ييلاق‌

برخى‌ ايلات‌ و طوايف‌ لک زبان مانند حسن‌وند و يوسف‌وند و كولى‌وند بوده‌

كه‌ بيشتر آنها در 1312ش‌ تخته‌قاپو شدند (كريمى‌، 160؛ رزم‌ آرا، 96 ، 97، 107، 112).