تاریخ الشتر

برخی‌ خاورشناسان‌ سرزمین‌ کهن‌ الشتر را همان‌ «نسا» دانسته‌اند که‌ داریوش‌ در کتیبة بیستون‌ از آن‌ یاد کرده‌ است‌، ولی‌ پورداود در این‌ نظریه‌ تردید کرده‌ است‌، زیرا نسای‌ یاد شده‌ متعلق‌ به‌ دورة ماد، و از مکانهای‌ مهم‌ پرورش‌ اسب‌ بوده‌ است‌ (ص‌ ۲۸۸-۲۹۰). آثاری‌ چون‌ سفالهای‌ منقوش‌ و اشیاء برنزی‌ که‌ در دشت‌ الشتر کشف‌ شده‌اند، نشانة آبادانی‌ این‌ سرزمین‌ در دوره‌های‌ کهن‌ است‌ (استاین‌، ۲۹۱ -۲۷۷؛ گدار، ۲۵، ۲۶؛ واندنبرگ‌، ۹۵). حمدالله‌ مستوفی‌ به‌ وجود آتشکدة اروخش‌ (یا اردخش‌، اردحش‌، اروحش‌) که‌ قبلاً در آنجا وجود داشته‌، اشاره‌ کرده‌ است‌ (ص‌ ۱۰۷). اصطخری‌ به‌ موقعیت‌ مکانی‌ الشتر اشاره‌ کرده‌، و آنجا را از شهرهای‌ جبال‌ دانسته‌ که‌ در ۱۰ فرسخی‌ نهاوند و ۱۲ فرسخی‌ شاپورخواست‌ بوده‌ است‌ (ص‌ ۱۹۷). ابن‌ حوقل‌ الشتر را در میان‌ راه‌ ری‌ به‌ شاپورخواست‌ نوشته‌ است‌ (۲/۳۵۸ .در حدود سدة ۶ق‌، الشتر از تختگاههای‌ برسقیان‌ بوده‌ است‌ (ظهیرالدین‌، ۵۶؛ راوندی‌، ۲۲۹). در نیمة نخست‌ همان‌ سده‌ در الشتر، گروهی‌ از امیران‌ با برسق‌ِ الشتر بر ضد مسعود بن‌ ملکشاه‌ سلجوقی‌ هم‌ عهد شدند. سلطان‌ پس‌ از آگاهی‌ به‌ الشتر رفت‌ و امیران‌ از کردة خویش‌ پشیمان‌ شدند و سلطان‌ نیز از گناه‌ آنان‌ درگذشت‌ (همانجا)، اما طغرل‌ پس‌ از شکست‌ از برادرش‌ مسعود هنگام‌ فرار به‌ سوی‌ خوزستان‌، وزیر خویش‌ خواجه‌ قوام‌ الدین‌ درگزینی‌ را در الشتر به‌ دار آویخت‌ (ظهیرالدین‌، ۵۵). در دورة صفویه‌ حکومت‌ الشتر به‌ امیران‌ کرد سپرده‌ شد (اسکندربیک‌، ۱۴۱). در اواخر سدة ۱۳ش‌، دژ استواری‌ که‌ قلعة مظفری‌ نام‌ گرفت‌، در خاور الشتر، توسط مهری‌ خان‌ امیرالعشایر و مهرعلی‌ خان‌ امیر منظم‌ ساخته‌ شد ( فرهنگ‌ جغرافیایی‌ ایران‌، ۶/۲۱). مدتی‌ مهرعلی‌ خان‌ در این‌ قلعه‌ حکمرانی‌ کرد و موجبات‌ ناامنی‌ در شمال‌ لرستان‌ را فراهم‌ آورد، ولی‌ سرانجام‌ توسط حاکم‌ نظامی‌ لرستان‌ دستگیر و اعدام‌ شد (استارک‌، ۲۱، ۲۲). می‌توان‌ گفت‌ که‌ این‌ ناامنیها مانع‌ آبادانی‌ الشتر در سده‌های‌ اخیر بوده‌ است‌ (ظل‌ السلطان‌، ۶۰۸؛ استارک‌، ۲۲). این‌ آبادی‌ مدتی‌ به‌ نام‌ قلعة مظفری‌ و مرکز دهستان‌ الشتر شناخته‌ می‌شد ( فرهنگ‌ جغرافیایی‌ ایران‌، همانجا؛ اسامی‌...، ۲۷۶، ۲۷۸؛ گزارش‌...، ۱۰). همچنین‌ در آغاز سدة حاضر به‌ این‌ نواحی‌ «سلسله‌» نیز گفته‌ می‌شده‌ است‌ و ییلاق‌ برخی‌ ایلات‌ و طوایف‌ لک مانند یوسف‌وند و حسن‌وند و کولی‌وند بوده‌ که‌ بیشتر آنها در ۱۳۱۲ش‌ تخته‌قاپو شدند (کریمی‌، ۱۶۰؛ رزم‌ آرا، ۹۶ ، ۹۷، ۱۰۷، ۱۱۲.

منابع [ویرایش]

  1. شهرداری الشتر
  2. الشتر
  3. الشتر
  4. دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
  5. Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
  6. Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) ۱۹۸۹,
  7. ethnologue: Laki
  8. Britannica Online Encyclopedia: Kurdish language
  9. آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲
  10. ethnologue: Laki
  11. زبانها و گویش‌های ایران. منبع: کتاب تاریخ زبان فارسی نویسنده: دکتر پرویز ناتل خانلری
  12. فرهنگ کردی کرمانشاهی، علی اشرف درویشیان، (کردی به فارسی)، نشر سهند، تهران، ۱۳۷۵
  13. ethnologue: Laki