آیاباخراب کردن میدان ایشتارمشکلات الشترحل شد؟!
علی گودرزیان: چند سال پیش، شهردارپیشین و شورای
شهرالشتر، نماد«الههی ایشتار» را در میدان ورودی شهر، نصب کردند. نصب این
نماد که به شکل «بُزِ بالدار» ساخته شده بود، از حق نگذریم، تحسین بسیاری
از مردم به ویژه، هنرمندان و فرهیختگانِ شهر الشتر و استانهای غرب کشور را
برانگیخت.
دربارهی «الههی ایشتار» سخنهای بسیاری گفته و نوشته شده است. برخی این
نماد را همان ستارهی «زهره» یا «ناهید» و«بیدخت» در فرهنگ و ادبیات فارسی
میدانند، «دکتر یاحقی» در کتاب «فرهنگ اساطیر» خود، مینویسد: «روایت است
زهره از فرزندان حضرت نوح بود که از«هاروت و ماروت» – دو تن ازفرشتگان خدا-
که برای حاکمیت بر زمینیان مأمور شدند؛ «اسم اعظم» را یاد گرفت و به آسمان
سوم رفت … زهره یا ایشتار که همان بیدخت فارسی است «عشتاروت و عشتروت»
نامیده شده است به او «ملکهی آسمان» هم میگویند…» (گزیده)
همچنین دربارهی ایشتار و نزدیکی آن با «آناهیتا و ناهید» الههی پاکی و
بیآلایشی و همچنین خدای آب و روشنایی ایرانیان، سخنهای بسیاری در تاریخ
آمده است، آنچه از همه بیشتر نمایان است، این است که ایشتار نیز، الههی
زایندگی و عشق و باروری و همچنین «رب النوع» آب و روشنایی و باران است.
سخن برسر نمایاندن و شناسایی معنی و مفهوم نماد ایشتار نیست، سخن بر سر این
است که از طرفی، به هرروی، شهردار پیشین شهر الشتر، با نصب این بُزبالدار
و این نماد و نشانهی الههی ایشتار، چیزی برشهر افزودند! نام الشتر را
مسمی کردند! مهمتر از همه با این کار هنری و خلاقه، ذوق بسیاری از صاحب
ذوقان را برانگیختند! درهمین «سیمای لرستان» بارها به زیبایی از این میدان و
این نماد گزارشهای دیداری و شنیداری پخش شده و گزارشگران با آب و تاب
تمام، با دریچههای گونهگون، از این کار ِهنری، فیلمها گرفتند و برگها
نوشتند! و در رسانهها به ویژه اینترنت، نصب این نماد، پژواک گستردهای در
بین خبرنگاران و کاربران اینترنتی داشته است.
از طرفی دیگر، سالهای زیادی است که نویسندگان در ادبیات نوشتاری نام
«الشتر» را درست نمینگارند و این واژه را به شکلهای «ال شتر»، «الیشتر»،
«لاشتر»، « لیشتر»، «الشدر»، «اشتر» و… نوشتهاند. نصب نمادِ ایشتار و
نامگذاری «میدان ایشتار» از آن روی که نام الشتر، به گمان بسیاری از
پژوهشگران از این نشانه گرفته شده است؛ میتوانست اول این که سندی برای
ویرایش نام «الشتر» در ادبیات نوشتاری معیار، به شمار آید؛ دوم این که
گواهی روشن و گویا، بر باستانی بودن و دیرینهی سکونت در این سرزمین باشد و
سوم، شگردی زیبا و ظریف برای توسعهی صنعت گردشگری منطقه، تلقی شود.
با خبر شدیم و رفتیم و دیدیم که متأسفانه فرماندار و شورای شهر و شهردارِ
امروزین الشتر، بدون در نظر گرفتن دیدگاه مردم و جویا شدن رای و نظر آنان،
این نمادِ زیبا و هنرمندانه را با بیرحمی تمام، خراب کردند. این تصمیم
شتابزدهی کارگزاران شهر الشتر، به قول خیلی از کاربران اینترنتی ما را به
یاد طالبان افغان انداخت، آنگاه که لولههای توپها را به تندیسهای
بودایی، در افغانستان نشانه گرفتند.
در این باره نکاتی یادآوری میشود:
یکم: به نظر نمیرسد این نماد و نشانهی زیبا، که نام الشتر از آن گرفته
شده است؛ تعارضی با اسلام و قرآن و ارزشهای اسلامی داشته باشدکه چنین،
مسئولین محترم شتابزده آنرا از میان برداشتند! جناب فرماندار و شهردار
الشتر، گویا همهی نارساییهای شهر الشتر و شهرستان سلسله را از چشم این
بُزِ بالدارِ زبان بسته، دیدهاند وتأسفانگیزتر اینکه، ممکن است مسئولین
محترم، کندن این میدان را به عنوان یکی ازکارکردهای بارزِخود، قلمداد کنند!
دوم: دربارهی تغییر نامِ این میدان… خیلی لازم است که مجریان محترم به
مردم بگویند از روی چه دیدگاهِ جامعهشناسانهای، خودآگاه یا ناخودآگاه،
این گونه «نمادها» را با «ولایت» در تعارض دیدهاند! شک نداریم که مقام
معظم رهبری، هرگز با اینگونه کارهای ناشیانه، موافق نخواهد بود از آن روی
که شأن و منزلتِ ولایت، بسیار بالاتر از آن است که ما بخواهیم آن را چنین،
دستاویزِ لاپوشانیِ برخی از کارکردهای غیرکارشناسی خود، قرار دهیم.
سوم: از آن روی که برای ساخت این نماد هنری اعتبارات زیادی از جیب مردم
هزینه شده است، و به منظور ترمیم خاطر رنجیدهی نخبگان شهر و همچنین
جبران دیگر خسارات فرهنگی و مادی، پیشنهاد میشود، نماد را در میدان دیگری
از شهر نصب نمایند.
چهارم: از همه مهمتر، مسئولین دلسوز، کارآزموده، با سواد و فرهیخته
بهتراست به مشکلات زیاد کشاورزان الشتر رسیدگی کنند، برای جادهی الشتر-
فیروزآباد که هفتهای نیست جمعی را به عزابنشاند فکری بکنند، برای صدها
روستای الشتر که سالهاست در نوبت گازرسانی هستند، چارهای بیندیشند! حال
روز کارگران بیدستمزد شهرداری را دریابند، برای بدهکاری میلیاردی شهرداری
دست و پایی کنند، کتابخانهی شهر الشتر را توسعه دهند، در اندیشهی
توسعهی جادهی الشتر- بروجرد باشند، و… ای بابا! چی فکر میکنیم! شاید با
خراب کردن«میدان ایشتار»، مشکلات شهر الشتر و شهرستان سلسله هم، حل شود!
پایان سخن اینکه، کارگزاران محترم بهتر است بدانند! که نشانهها و
انگارهها و نمادها -چه خوب و چه بد- ریشههای یک ملتند! هردو نشانهاند،
برای رفتن یا نرفتن! ملتی که نشان و نشانههای خود، یعنی هویت و
شناسنامهاش را نشناسد از میان میرود!
کارگزارانی که به هر روی، چند صباحی سکاندار مسئولیت را میپذیرند، بهتر
است بدانند! در دنیای پیچیدهی آینده، انگارهها و باورها و نشانههای
زیباتری، ای بسا فریبندهتر از نشانههای بومی به مهمانی فرزندانمان
خواهدآمد، اگر ما نتوانیم نمادهای خود را به آنان نشان دهیم، دیر یا زود به
دامن فرهنگهای بیگانه پناه میبرند و بیخبر از دیرینه و پیشینهی درخشان
خود، ممکن است دیوهای بیگانگان را فرشته ببینند! از این دریچه است که کار
مسئولین پیشین الشتر، قابل ستایش و تحسین برانگیز میشود! اگر فرماندار
محترم امروزین الشتر، نیز از این دریچه به این پروسه و فرآیند، نگاه کند،
هرگز انصافش به او اجازه نمیدهد که کارِخود را زیبا جلوه دهد و برای
پیشینیان اعلام جرم نماید! دوستان مسئول، بهتر است چیزی بر این شهر
بیفزایند، خراب کردن کاری آسان و کمهزینه است! کودکاناند که از خراب کردن
لذت میبرند! بهتر است در مقام مسئولیت، هماره کردارِخود را باسنگ خرد محک
بزنیم، این نکته را همیشه آویزهی گوش خود کنیم که: نسلی که قرار است ما
به آنان خدمت کنیم، نسلی پرسشگر، منطقپذیر، تنوعپذیر و مستند است! و به
هرکارِغیرکارشناسانه تن نخواهد داد.
مناسب حال دیدیم، این درد نامه را با فرازی ازسخن دکتر، «محمد جعفریاحقی» به پایان برسانیم:
«سرچشمهی فرهنگ پیوستهی ایران، از دیرباز به باورها و اسطورهها مربوط
میباشد که هرکدام مبین نیازی خاص و بازتاب آرزویی ملی و جهت یافته بوده
است… مردم این سرزمین، درگذر از اسطوره و حماسه و تاریخ، خویشتن را ساخته و
حاصل این ساختن و سوختن را در لابهلای افسانهها و اشارات و حماسههای
دلپذیر، ماندگار کرده است… آنها که دل دارند و به گوش جان زبان قصهها را
میشنوند، چشم دل به تماشای آن «غرض»نیز میدوزند و از چند و چون پوسته،
درمیگذرند که این پرهیز از صراحت و پیچیدن مقصود در لابهلای حکایت، خود
گشایندهی این رمز است که: چه روزگار سیاهی برنیاکان ما گذشته و آنها را
ناگزیر کرده است که رنجِ گرانِ خویش را این گونه در پردهی اشارت
بکشانند…!!» (مقدمهی فرهنگ اساطیر، دکترمحمدجعفر یاحقی)
الشتر به احتمال زیاد عربی شده ایشتار الهه ی اب می باشد که در گذشته به نام های نیسایه .الایشته ر. الیشتر در تاریخ ثبت شده است مجسمه ایشتار که در ورودی شهر نصب شده خود معید این موضوع می باشد اما