ج۳- بزرگان مذهبی و فرهنگی اش کمتر از سایر اقوام ایرانی نبوده است اما متاسفانه به دلیل متفاوت بودن زبان های غرب و جنوب غرب ایران و شرق عراق با زبان های فارسی دری و عربی ، این بزرگان فقط در حوزه جغرافیای خود مانده اند در ضمن افکاری که بزرگانش داشته اند افکاری بوده که نمی توانسته نسخه ای برای یک کویر نشین سخت کوش باشد.

4ج- بودیم بودیم شرط لازم است اما کافی نیست چرا که انچه امروز ما مردمان دره ی مهر گان وپه له گرفتار آنیم نه جغرافیای طبیعی بلکه انسانی می باشد .خدایان زر و زور در این منطقه متاسفانه انسان های دیکتاتوری بوده اند و به علت صلب اسایش و ازادی که لازمه پیشرفت می باشد باعث شده اند عملا در صده های اخیر زاگرس به خوابی رفته است که بیشتر به خواب زمستانی می ماند ،امروزه بزرگان معاصرمان یا در تبعید اند یا در تقیه !و بزرگان پیشینمان نیز ناشناخته

امروزه زاگرس از همه جای وطن دلگیر تر شده و کسی دیگر نمی خواهد از یافته و دالاهوو اش بسراید.

امروزه انچه که مانده است همان مهربانی کوه های زاگرس است که عنایات پروردگار را در دستمال های زیبائی به ما می دهد اما دریغ و صد دریغ از شکری ،از وفاداری ائ و...

امروز مردمان عقیده ای ندارند جزء " چه پوشند شتا و چه خورند سیف"

امروز مردمانش طلب کارن از همه  اما خود هم نمی دانند طلبشان چیست.

امروزه ،هووز ها ، ...وند ها ، ....ستان ها ،  تار های عنکبوت شده اند و چنان دست و پاهایمان را گرفته که مجالی نداریم برای دست و پا زدن  و حتی برای ماندن و یا رفتن

امروز زاگرس کر در خواب است و نیاز به فریاد ی دارد تا در دامنه های دالاهو پرون و کوئر و گرین و شترکو بنشیند شاید تکانی بخورد،این فریاد حتی می تواند از یک تار تنبور و یا یک نگاه عمیق ویا یک سکوت