ترکاشوندها هرگز سازمان سیاسی یکپارچه ای نداشته و هیچگاه تحت امر یک ایلخان نبوده اند (برقعی ، ص 4). طبق گزارشهای موجود، ادارة این طایفه معمولاً با حکومت همدان بوده است . قهرمان میرزا سالور (همانجا) در خاطرات خود ضمن اخبار سال 1308 آورده که حکومت ، ادارة «ایل ترکاشوند» را به طاهرخان (احتمالاً مفتح الدوله قراگوزلو) واگذار کرده است . سازمان اجتماعی چادرنشینان ترکاشوند مبتنی بر طایفه و تیره و کُرَنگ است . هر کرنگ مرکّب از چند خانوار چادرنشین است که مراتع مشترک دارند (برقعی ، ص 3ـ4). ترکاشوندها خود را لُک می انگارند و معتقدند که اعقابشان بین 200 تا 250 سال پیش بر اثر تهدیات خوانین لرستان از اَلَشتر به ناحیة همدان مهاجرت کرده اند و برای تمایز از طوایف ترک همدان ، عنوان ترکاشوند را برای خود برگزیده اند (همان ، ص 3). تنها قرینه ای که گمان مهاجرت اعقاب ترکاشوندها را به حدود همدان تقویت می کند، وجود تیرة قدیمی ترک کاشه ون، از طایفة یوسف وند از ایل سلسله  (چاغروند خرم آبادی ، ص 195)، در ناحیة الشتر لرستان است که از گذشته مسکن طوایف سلسله بود ( جغرافیای لرستان ، ص 46). بیشتر طایفه یوسفوند حدود یکصدسال پیش در الشتر سکونت داشت (چاغروند خرم آبادی ، ص 195ـ196). امروز نیز طایفه ای به همین نام در الشتر سکونت دارد (ساکی ، ص 135؛ امان اللهی بهاروند، ص 168)وریس شورای شهر کنونی الشتر یک معلم بازنشسته به نام ع- ترکاشوند است

زبان ترکاشوندها ترکیبی از کردی و لُری (لکی) است! ، با این تفاوت که بعضی از آنان به فارسی و ترکی نیز تکلم می کنند. این زبان پیش از آنکه حاصل اختلاط طوایف کرد و لر باشد (برقعی ، ص 3) می تواند نشانه ای از تعلق ترکاشوندها به گروه قومی لک * (جنوبیترین طوایف کرد) باشد که در حدفاصل اقوام کرد و لر به سر می برند. آنچه این احتمال را تقویت می کند شباهتهای فراوان طوایف سلسله ــ که ترکاشوندهای لرستان نیز از آنها هستند ــ به قوم کرد است (ساکی ، ص 131). در ضمن زبان گفتاری ترکاشوند ها با وجود فاصله ی 300 کیلومتری از الشتر بسیار شبیه به گویش الشتری زبان لکیست ( بنده با چند خانواده از تویسرکانی به فامیلی ترکاشوند ارتباط دارم). (نگارنده)

باتوجه به تعداد کم چادرنشینان کرد جُمور/ جمیر همدان در گذشته ( رجوع کنید به چاغروند خرم آبادی ، ص 195) و حال ( رجوع کنید به مرکز آمار ایران ، 1378 ش ، ص 15)، مجاورت و اختلاط این دو گروه چادرنشین ــ که بخشی از سال را در میان مردم ترک زبان به سر می بردند ــ نمی تواند سبب ادغام طایفة بزرگتر ترکاشوند در میان کردان جمور گردد، مگر آنکه جمورها و ترکاشوندها هر دو متعلق به یک گروه قومی ، یعنی لکها، باشند. جمورهای همدان ، از طوایف باجلان * و از جمله لک محسوب می شوند (مردوخ ، ج 1، ص 78، 86).

منابع : سکندر امان اللهی بهاروند، قوم لر: پژوهشی در بارة پیوستگی قومی و پراکندگی جغرافیایی لرها در ایران ، تهران 1370 ش ؛ محمد برقعی ، چادرنشینان دامدار ایل ترکاشوند ، همدان : دانشگاه بوعلی سینا، 1356 ش (پژوهش تکثیر شده )؛ جغرافیای لرستان : پیشکوه و پشتکوه ، چاپ سکندر امان اللهی بهاروند، خرم آباد 1370 ش ؛ رحیم چاغروند خرم آبادی ، جغرافیای لرستان ، چاپ ایرج افشار و احمد شعبانی ، در شقایق ، سال 1، ش 3 و4 (پاییز و زمستان 1376)؛ علی محمد ساکی ، جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ، خرم آباد ?] 1343 ش [ ؛ قهرمان میرزا سالور، روزنامة خاطرات عین السلطنه ، ج 1: روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه ، چاپ مسعود سالور و ایرج افشار، تهران 1374 ش ؛ محمد مردوخ ، تاریخ مردوخ : تاریخ کرد و کردستان ، سنندج ?] 1351 ش [ ؛ مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1366: نتایج تفصیلی استان باختران ، تهران 1369 ش ؛ همو، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1377: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران 1378 ش .