تشکیل استان لکستان
این درخواست توسط دوست عزیزوبلاگ نویس ولی الله نورمحمدی داده شده است برای دیدن متن کامل درخواست می توانید به ادرس زیر مراجعه کنید
این درخواست توسط دوست عزیزوبلاگ نویس ولی الله نورمحمدی داده شده است برای دیدن متن کامل درخواست می توانید به ادرس زیر مراجعه کنید
روستای بتکی در 6 کیلو متری الشتر و 10 کیلو متری فیروزآباد بر کنار جاده الشتر فیروز آباد ،نورآباد واقع شده است. منطقه ای کهن و زیبا در کنار تپه ای باستانی که البته اکثر اهالی خودشان را نزدیک جاده اصلی کشانده اند. چراغ لامپا که خریدیدم خیلی از اهالی برای شب نشینی به خانه ما می آمدند
بهمن ماه ۵۷
ماه پیروزی همبستگی بر اسلحه و مشت بر گلوله بود
سی امین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بر همه ی انانکه دل در گرو سرافرازی ایران عزیز دارند مبارک باد.
به تصویر زیر نگاه کنید به نظر شما اگر خاندان پهلوی فاصله خود با مردم را زیاد نمی کردند به این روز می افتادند اگر کمی مردمی تر بودند اگر کسانی را بر می گماشتند که مردمی باشند اگر به فرهنگ و دین مردم احترام می گذاشتند و....به هر صورت اکنون که در استانه شکوفائی ۳۰ امین سال یکی از بهترین و انقلابی ترین انقلاب های جهان هستیم خوب است به یاد داشته باشیم که مردم در همه حال ولی نعمت همه وبویژه مسئولین و مقامات هستند وچنانچه کسانی خود را برتر و جدای از توده ملت بدانند سرنوشتی محتوم خواهند داشت چنان پهلوی ها و سایرین

مطلبی که در مورد آن سعی خواهد شد در این مقال کوتاه بحث شود این است که ایا جد رضا شاه واقعا الشتری بود و از خاندان لک است یا نه؟ مطلبی در این مورد در حال تهیه است که از شما دوستان گرامی می خواهم در تکمیل ان به بنده کمک کنید....
خرم آباد - خبرگزاری مهر: رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان گفت: در حال حاضر این استان با کمبود یک هزار و 457 تخت بیمارستانی روبه رو است.
شمس خرم آبادی ضمن تایید طولانی شدن این پروژه ها خاطر نشان کرد: علل اصلی طولانی شدن عملیات احداث پروژه های بیمارستانی در لرستان به طور عمده مربوط به عدم تخصیص اعتبارات، تغییر نقشه پروژه ها و تغییر پیمانکار و مشاور طرح بوده است.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان همچنین پیرامون تجهیز بیمارستان های نیمه کاره لرستان، اظهار داشت: بیمارستان شهرستان الشتر برای تجهیز فضای فیزیکی به اعتباری بالغ بر 25 میلیارد ریال نیاز دارد.
دخو : اقای شمس بهتر ۲ تا ۱۲ سال دیگه صبر کنید تا رند شود عدد ۱۸ نحص است
حدود نه هزار و سيصد نفر در بروجرد، چهار هزار نفر در خرم آباد و پنج هزار و هفتصد نفر در دورود و دو هزار و پانصد نفر در اليگودرز مشغول به كار هستند. حسين دالوند در گفتگو با ايرنا گفت: 155 واحد صنعتي در اليگودرز، 65 واحد در كوهدشت، 63 واحد در ازنا و 31 واحد در نور آباد فعال هستند. كمترين تعداد واحدهاي صنعتي در پلدختر (25 واحد) و الشتر (18 واحد) قرار دارند. به عبارت ديگر سهم سهم پلدختر 019/ و سهم الشتر 013/ است.
وي افزود: دو هزار و پانصد نفر در اليگودرز، هزار و چهارصد نفر در ازنا، 956 نفر در كوهدشت، 460 نفر در نورآباد، 341 نفر در پلدختر و 193 نفر در الشتر مشغول به كار هستند.
حسین دالوند با اشاره به اينكه اداره مستقل صنايع و معادن در شهرهاي بروجرد، اليگودرز و دورود فعال است. اما نبود اداره مستقل شهرستاني در خرم آباد سبب شده است كه اين شهر با وجود انكه مركز لرستان به شمار مي رود در اين صنايع چندان موفق نباشد. دالوند عدم ايجاد دفاتر در پلدختر، كوهدشت، نورآباد، ازنا و الشتر، را از دلايل عدم توصعه صنعت در اين شهرها عنوان كرد. در صورت ايجاد دفتر شهرستاني تصميمات نهايي در هر شهرستان به صورت تخصصي و ويژه همان شهرستان گرفته خواهد شد.
با این حساب چون لرستان غیر صنعتی ترین استان کشور است بنابراین الشتر را می توان غیر صنعتی ترین شهر ۸۰ هزار نفری کشور دانست که تنها ۱۹۳ نفر یعنی .کمتر از ۲۴ دهم درصد جمعیتش مشغول کارند.
دیالوگ زیر مابین یک برنامه ریز تهرانی با یک الشتری می باشد
می دانید چرا؟
لابد جای پیدا نمی شود که سوله بزنند و کار صنعتی بکنند/ دشت الشتر بزرگترین دشت غرب کشور است.
لابد مردم اش تنبل و.. هستند/ الشتر به تنهای بیشتر از ۳۰ درصد تحصیل کرده های استان را داردو در سال گذشته زحمات کشاورزان الشتری بود که توانست علوفه تمام استان را تا مین کند به تنهائی ۱۰۰ تن تولید شیر روزانه این شهرستان است!
لابد تا حالا روی نقشه دیده نشده است/ شاید ولی در زمان پهلوی معدوم طرح سلسله اولین طرح توسعه کشوری بود تازه ان زمان گوگل ارتزی هم وجود نداشت.
لابد نماینده مجلس ندارد/ البته در این مورد سال هاست که نمایند گی سلسله و دلفان بین دو عزیز پاس کاری می شود ومی شود گفت از ۳۰ گذشته فقط دو دوره نماینده داشته است.
لابد مردم استان وبویژه مرکز استان نمی دانند کجاست/ والله تابستانها سراب های کهمان و زز و..و سایسار درخت های الشتر از ۶ صبح به بعد جا نداردو..
پس چی شده
وه لا مئ گئ نئ مه زانئ م
اهان یافتم زبان تان نا مفهوم است شما هرچه می گوید کسی نمی فهمد/ شاید درست باشد ولی با تلاش های شبانه روزی صدا و سیمای لرستان و .. الحمدلله نسل جدید از تهرانی ها هم قشنگتر مرسی را تلفظ می کنند
حالا اول تخم مرغ بود یا مرغ
..
..
.
۱- انعکاس در سطح کشور از صدا و سیما مانند انعکاس همایش لهجه سمنانی از شبه ۱!!!!!
۲-انعکاس در سطح استان های لک نشین (لرستان کرمانشاه ایلام همدان و مازندران وقم و تهران)
۳- انعکاس در استان محل اجرای همایش ( لرستان) توسط صدا و سیما
۴- پرداختن به ادبیات ( دستور زبان خط و...) و نه صرفا شعر
۵-اوردن مسئولا ن استانی (ابتدا با خواهش و سپس با ...) به همایش . تا بدانند و بشناسند و حساب ببرند از ما و مردمی که بر انانند![]()
۶-
۷-
۸- حالا که خالی شدم
۹- انتشار شعر ها و نوشته ها و گفته ها در سطح وسیعی از رسانه ها
۱۰- ادامه دار بودن و استارت همایش بعدی در شهر و دیاری دیگر
باز هم از همه ی کسانی که حتی ۴۹ و۵۱ در صدی به این همایش نگاه کردند سپاسگذاری می نمایم
رابطه نبوت وولایت
نبووه ت چووی جسم ،ولایت چووی رووح ئی باب وه ئه رباب عرفانه ن مه فتووح
حی وه موحه مه د بی ئه فزا عه دد شو هوود که ر که مون رووح والجسد
سجیین علیین مه خلوطن وه هه م انفکاکشان نمه یو ئه فهم
ظهور موفور سرور خاتم موقوفه ن وه نحو فسخ عزائم
کیمیای ذاتش وه گشت مالکه ن تمیز دهنده ی ناجی وهالکه ن
ژه قدزت حق قامع الکفار روی لمن الملک واحد القهار
ژه عین الطاف حی بینا وفرد له سکوت نفس ذکر یا هو کرد
فرق فی مابین بیان وسکوت مثل آوردن کالضفدَع والحوت
ساکت بیم ژه قول شیخ مولوی وه فارسی بیتی واتن معنوی
«هه ر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند ودهانش دوختند»
برگردان:
نبوت به سان جسم و ولایت چون روح آنست این دروازه ای است که بروی صاحبان معرفت وشناخت باز است
هستی را به وجود محمد بیفزا آنگاه پیوستگی روح وجسم را مشاهده کن(شاید منظور پیوستگی نبوت وامامت منظور بوده)
بهشت ودوزخ با هم آمیخته اند و جدائیشان از هم ممکن نیست
ظهور پر برکت پیامبر اعظم مساوی است با باطل شدن افسونها ونیرنگها
کیمیای ذات او بر همه ی عالمیان مالکیت دارد وتمیز دهنده ناجی وهالک است(منظور رهایی بخشی ومنتقمی اوست)
از نیروی خداوندی ذلیل کننده ی بی دینان اوست ،روزی که جز برای او نیست
در سایه ی محبت کردگار یگانه وبینا در عین خاموشی نام پروردگار رامی برد
تفاوت بین خاموشی وگفتار مانند تفاوت وزغ وماهی است
من در مقابل گفته ی شیخ مولوی سکوت می کنم که به فارسی گفته :
هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
برگرفته از ئاویر
وی افزود : ایجاد این رسانه نه تنها در اتحاد و همدلی لرستانی تاٌثیر نخواهد داشت بلکه موجب فاصله گرفتن اقوام خواهد شد ، وی با ملاک قرار دادن لهجه لری بعنوان زبان پایه در صدا و سیمای مرکز لرستان امکان ایجاد رادیویی به لهجه های دیگر امکان پذیر نیست .
……………………………………………………………………………..............................................…….
پی نوشت :
جناب مدیرکل محترم ماهم دوست نداریم بین اقوام لرستان جدایی و فاصله ای بیفتد ولی ما لک زبانان
که حدود بیشتر از جمعیت نیمی از لرستان را تشکیل داده ایم ( مردم شهرستانهای کوهدشت ، سلسله ، دلفان و 40 درصد از مردم خرم آباد ) به زبان باستانی و کهن خود ارزش زیادی قائل هستیم با وجود اینکه در شبکه افلاک لرستان بصورت یک بعدی و اهمیت دادن خاص به یک گویش بطوریکه لهجه سخن گفتن مجریان و حتی برنامه های طنز و همچنین سریالهای محلی به لهجه لری خرم آبادی می باشد و ما دوست نداریم این عوامل باعث ازبین رفتن زبان کهن لکی بویژه در نسل جدید گردد. بفرض مثال در استان آذربایجان که استانی آذری زبان هستند وبا وجود جمعیت کم کرد زبان در آن استان مانند مهاباد باعث شده ای شهرستان دارای شبکه رادیو و تلوزیون مستقل و به زبان کردی باشد در عین حال ما با این جمعیت زیاد نمی توانیم یک رادیو داشته باشیم
صدا و سیما باید توجه ویژه ای به این مهم داشته باشد در ادامه راه حل هایی پیشنهاد میگردد که امید است مورد توجه مسئولین صدا و سیما در استان وکشور قرار گیرد .
1- ایجاد یک مرکز صدا و سیمای مستقل به مرکزیت یکی از شهرهای الشتر ، کوهدشت و نورآباد
2- تقسیم برنامه های زنده و غیر زنده شبکه افلاک به صورت یک روز در میان برای لرها و لک زبانها ( با تمام مشکلات احتمالی و حل موقتی مشکل )
3- زیر پوشش قرار گرفتن مناطق لک نشین توسط صدا و سیمای کرمانشاه که حداقل از لحاظ زبانی دارای زبانی نزدیک به هم ومشترک با کرمانشاهیان هستند .
برگرفته از وب مردمان لک
ریاست محترم جمهور جناب اقای احمدی نژاد
سلام علیکم
ضمن سپاس گذاری از حضور شما در جمع مردم لرستان نکاتی چند در مورد سفر اخیرتان ارائه می گردد که امید است مورد توجه مسئولین مربوطه قرار گیرد ،با نگاهی به امار مصوبات شهر های استان مشاهده می گردد که متاسفانه کل مصوبات شهرستان های سلسله (الشتر) ،دلفان و کوهدشت 11 مصوبه است و این در حالیست که خرم اباد از 45 و بروجرداز 10مصوبه و.. برخوردا شده اند در زیر به عوامل مسبب این قضایا اشاره شده است.
1-چنانچه به شما درست گزارش نشده است بهتر است بدانید این سه شهرستان لک نشین محروم ترین شهرستان های استان می باشند.
2-انجمن لرستانی ها و کمیته الشتر بر این عقیده است که این کوتاهی در درجه نخست بر می گردد به مسئولان سیاسی استان (بویژه استاندار محترم)
2- مورد دیگر بر می گردد به تعداد کم نمایندگان این منطقه که با انکه جمعیت شان بیشتر از 30 درصد جمعیت استان است تنها 2 نماینده دارند که 20 در صد نماینده های استان هستند.
3- نمایندگان محترم مجلس لرستان وبویژه نمایندگان سلسه و دلفان( اقای محمدی) و کوهدشت (اقای شاهرخی) چنانچه کوتاهی کرده باشند و این مهم را پیگیری نکنند در رتبه بعدی مقصرانند.
5- استفاده نکردن از نقطه نظرات انجمن لرستانی ها و کمیته های زیرمجموعه و سایر تشکل های مردمی مشابه که به صورت کاملا مستقل و به دور از هر وابستگی حزبی و جناحی فعالیت می کند یکی دیگر از عواملی می باشد که می تواند باعث این خطا و خطا های دیگر شده باشد.
4- بومی برگزیده نشده مقامات استان مانند استاندار و نماینده ولی فقیه خود می تواند یک دلیل دیگر بر این مهم باشد چرا که عدم شناخت کافی و دوری از عامه مردم را سبب شده که در نهایت به رفع محرومیت کمک نخواهد نمود.
انجمن لرستانی های مقیم استان تهران
کمیته الشتری های مقیم مرکز
رونوشت به :
- استاندار محترم لرستان
- نماینده گان محترم مردم سلسله و دلفان و کوهدشت
- فرمانداران محترم شهرستان های سلسله ، دلفان و کوهدشت
- صدا و سیمای مرکز لرستان
آدرس: تهران – خیابان حافظ ، تقاطع خیابان جمهوری اسلامی ، بالاتر از وزارت بهداشت ، پ 316
تلفکس: 66745304 ص-پ 13145-1699
با خودم گفتم مطلبی را اضافه نکنم اما دیدم نمی شود چونکه به نظر بنده این هم یک نوع رفع محرومیت است دیگه؟ لازم به ذکر است درست سه شهر الشتر و نوراباد و کوهدشت هم محروم ترین اند هم لک!!
شاید اکنون بشود یک غصه دیگر را قورت داد و از گلو درد گرفت و شاید هم نه. به هر حال ما محروم زائیده شده و خواهیم ماند اگر همین گونه ساکت بمانیم واقعا چه چیزی معیار بوده است جز نفوذو سفارش و بر عرضگی
چه بووشئ م ئه ژ ئی زولمه خودا تقاسمو بئ سینی
این مطلب به خاطر قطع برق همیشگی یا قطع همیشگی برق در مراسم هوره خوانی در الشتر نوشته شده است.
شاید این هم شامل تهاجم فرهنگی غرب می باشد(ـالبته اینبار منظور غرب کشور عزیزمان ایران است)
یا شاید این هم بوی توطئه و توهم می دهد
چی؟ می گی ساز و دهول هم این طور بود! خوب اره اما...
چی می شد گفت هوره همچنان همنامش هویه ر (خورشید) درخشان است و همچون رود نالان
شاید جدیدا نالیدن هم ممنوع شده
اصلا شاید جدیدا زنده بودن هم ممنوع شده باشد چون درخت های چند هزار ساله صرفا به همین منظور بریده شدند!!!
به کجا می رویم واقعا باید به خودمان شک کنیم که اگر روزی می شد از برخی دستور هابه ظاهر مذهبی استفاده کرد و موسیقی محلی را منکوب نمود و ساز و دهول و کمانچه ها را شکست در مورد هوره چه توجیهی می توان یافت؟!
به هر حال شاید روی اوردن مردمان غرب کشور به اصالت های خود که ریشه در فرهنگ های چند هزارساله مردم ایران دارد در پی همان دید سلوکی یان باشد که حتی رنگ لباس ایرانیان هم حساس بودند و یا شاید در راستای برخی دستورات امرای عرب در مورد زبان فارسی و...
یا شاید ما اشتباه می کنیم نباید الان که مردمان جامعه از بس دارای برنامه های متنوع هستند و افسرده و معتاد نشده اند حرفی از هوره به میان بیاید که اعصاب ملت خورد شده و ناراحت شوند .
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
صدها و هزاران تاسف از این همه بی(عرضگی تحملی گوش شنوائی مسئولیتی و...)
ایا کسی نیست از این اقایان بپرسد که هوره چه بلائی سر چه کسی اورده که شما مخالفید؟!
یا اینکه هوره مصداق کدام کار تهاجم به فرهنگ و یا دفاع از ان است
می ترسم بگویم بی خیال می نویسم:
این را نکند مسئولان فرهنگی استانمان مان از دوششان مار های برامده که اینچنین جوانه های امید و شورو نشاط را یکی پس از دیگری می خشکانند ان هم به نام دین مبین اسلام؟!!!!!
ایا این حضرات واقعا جوابی دارند که فردا بدهند؟
خدایا همه ما را به راست هدایت فرما و عاقبت به خیرمان بنما
یه له شئ کیه که تئ یه ئه ر بئن ئه راخه
خان و خان بازی ودیکتاتوریهای گذشته راه حل فعلی مردم ماست !
حوزه ای که اکنون لرستان نامیده می شود در زمانی نه چندان دور بسیار بزرگ و باشکوه بوده و همواره یکی از مراکز عمده تصمیم گیری در کشور،پس از تسلط رضاخان و یکپارچگی کشور ،با تمام نکات مثبت و منفی اش ، از انجا که بیشتر خوانین، اکثرا دیکتاتور، از بین رفتند و در نگاه نخست برای مردم بایستی دستاورد های مثبتی در پی می داشت اما اکنون که 80 سال از ان زمان می گذرد این اتفاق نیفتاد !؟چرا؟ ایا حکومت ها مقصر بودند؟ایا زمامداران وقت مقصر بودند ؟ ایا این یک سیاست بود ؟ایا واقعا دیکتاتوری بد بود؟ ایا دموکراسی علاج درد بود؟ و...
به نظر بنده نه !
اشکال را بایستی در جای دیگر جستجو کرد و ان هم فرهنگ عمومی و توسعه نیافتگی اجتماعی و در یک کلام عقب بودن فرهنگ عمومی جامعه نسبت به فرهنگ در حال اشاعه کل جامعه بوده ومیباشد.
بگذار با خودمان رو راست باشیم نمی توان تمام تقصیر ها را به گردن سیایت بازان و عمال حکومت ها انداخت کمی هم باید در خودمان بنگریم ، به نظر بنده رهائی از تفکر دیکتاتوری بسیار مهم تر از رهائی از دیکتاتور است چرا که تا زمانی که تک تک افراد جامعه به این نتیجه نرسند که تنها به خود ، به خانواده خود ، به هوز خود ننگرند و سر نوشت منطقه اشان برایشان مهم نباشد نمی توان اینده خوبی برای خودشان ترسیم نمایند ، به طور مثال در مورد آزاد راه پل زال، روستائی های ما به جای اینکه با خود بیاندیشند که اگر راه مهمی در این منطقه باز شود در دراز مدت بر روی تمام فاکتورها اثر مثبت دارد همین امروز خود را با زشت ترین صورت که از یک مرد کوهستان زاده ی ازاد بعید است بیشتر وقت خود را صرف بالا بردن میزان دریافت پول از پیمانکار مربوطه می کنند و به جای مهمانوازی که متاسفانه بیشتر در حد ادعاست با برخورد های دور از آداب جلوی پیشرفت پروژه را می گیرد و الی...؟!!!!.(مراجعه به درد دل پیمانکار مربوطه)
، این یک واقعیت است که اگر پارسیلون تعطیل می شود حداقل 20 درصد ان بر می گردد به از زیر کار در رفتن کارکنان ! و ورشکستگی و...
در مورد انتخابات وسایر مشارکت های اجتماعی نیز این چنین است
به راستی اگر در سطح استان و کشور ما بخواهیم از روش های دیکتاتوری استفاده کنیم چه اتفاقی می افتد؟
به نظر بنده وضع از این بدتر نخواهد شد درست است اقلیتی روشن بین در عذاب خواهند افتاد! اما واقعیت ان است که تا زمانی که ملت ما بیدار نشوند و ان بیداری همه جانبه نباشد لاجرم در زیر چوب الف بودن شاید راه درست تری باشد! واقعیت تلخ دیگر ماندن ما در حصار تعصبهای قومی و نژادی است (نه زبان و سرزمین که توجه به انان مثبت است چنانچه در جهان مدرن این چنین است و متاسفانه در منطقه ما در درجه دوم اهمیت قرار دارد) این معضل عمده حتی پس از سرکوبی رضاخانی ، انقلاب سفید شاه و انقلاب اسلامی هنوز در سرزمین ما کم نشده است فقط شکل اش تغیر یافته است ، چنانچه امروز در سطح اداره های استان شاهد این بی عدالتی ها در سطح وسیعی هستیم!
اثرات نامطلوب این دموکراسی در سرزمین ما
1-قومیت گرائی در حرف و بدون هدف
شعار می دهیم قوم لر اما هنوز تعریفی از قومیت و یا هدفی از به نام اوردن این حرف نداریم؟
هنوز فقط بر زبان می رانیم قوم بزرگ لر و لرستان بزرگ اما سایه همدیگر را در این کلونی کوچک با تیر می زنیم ؟!که چه شود؟ اگر مثلا استان مان یک استان 10 ملیونی می شد بهتر بود؟ چه کسی حتی برای یک بار نشسته و این مسئله را باز کرده است ؟ و یا برعکس کوچک کردن ایا درست است ؟ چرا ؟
هنوز ما در دایره "هوز " ها ماند ه ایم انگاه ادای روشن فکری داریم و تجزیه و ترکیب؟!
اگر دیکتاتوری بود و بنا به فرض دهنمان را می دوخت اگر حرف از قوم لر می زدیم چه فرقی می کرد باحالا که ما ها این همه خودمان را زحمت می دهیم و اب در هاون می کوبیم؟ حداقل ان وقت ممکن بود به سمت های کارهای دیگری مانند کشاورزی دامداری و... برویم
2- اداره استان
اداره استان توسط استاندار با نظارت نمایندگان محترم مجلس باید انجام بگیرداین یک اصل از دمکراسی است اما در سرزمین ما چه خبر است؟
هنوز به جای انتخاب افراد کار دان هم طایفه امان در کرسی مجلس می فرستیم؟!چه اتفاقی می افتد ؟انتخاب بهینه صورت نگرفته است و حق اقلیتی روشن بین فدای اکثریتی قوم گرا شده است .
مدیران استان چگونه برگزیده می شوند ؟ یا جوان هائی هستند که مثلا تحصیل کرده اند؟ که ملاک فقط دکتر یا مهندس بودنشان است نه مردمی بودن و کار بلد بودن و یا سیاست باز انی هستند که حتی فکرشان هم پروازی می باشد و برخی ها حتی یک بار هم به سرزمین من نیامده اند! ولی با نمایندگان محترم ویا... وصله شده اند
با این توصیف بهتر نیست که همان نماینده مجلس را نداشته باشیم ؟ بهتر نیست مانند قدیم یکی را از خراسان ویا رشت بفرستند و حرف اول و اخر را بزند وما هم به شانس پناه ببریم شاید اتفاقا ادم خوبی باشد و خدمتی بکند؟
ایا بهتر نیست به جای شورا و شهردار یک خان بر هر شهر حکومت می کرد وحداقل ادم دست و دل بازتری بود و در برخی از جاها بسیار بهتر کار می کرد؟ حداقل می دانستیم رشوه به کی بدهیم و مطمئن بودیم کارمان راه می افتاد(مراجعه به ذکر توانائی های مهرعلی خان توسط خانم دزارک)
ایا بهتر نبود در سایسار همان خان و خان بازی می ماندیم و دیکتاتوریمان را تجربه می کردیم و به ازادی فکر می کردیم؟!!
الشتر
جنون آميزوحيرت زا الشتر بهاري سرخوش وماناالشتر
سرودش نغز وعطرش روح پرور غزل پرداز ومستي زا الشتر
صداي پاي كهمان ازفرازش مسيحاطرزوجان آراالشتر
بهاران در بهاران سبز در سبز وسهمي از بهشت ،اينجاالشتر!
لب هرجوي وبرزن جنب هرباغ بهشتي باهزارآوا الشتر
گرينش ايستاده سبزوبشكوه چو أرگي ساكت وگويا الشتر
بهاران چون برقصد صبح خورشيد شود آيينه ي دارا الشتر
شباهنگام باسيماب مهتاب برد دين ودل دنيا الشتر
شده باصدزبان ولهجه امروز خوشامدگوي مهمان هاالشتر
شاعر: گودرزیان
برای مواد مخدر بلای خانمانسوز و اتش ی که در خرمن جوانان سرزمینم افتاده است
چند روز پیش به یاد ایام جوانی در خیابان ی از خیابان های شهرم پس از مدت ها قدم می زدم هوای دل انگیز ماه ماله ژیر دوئماینه (مهرماه) در سایسار چرخش برگ های نیمه زرد در ختان چنار و گردکان مد هوش کننده بود ، نگاهی گذرا به مردم انداختم تا شاید در پس لبخند ها و نگرانی هایشان اشنائی را بیابم تا چشم کار می کرد پر بود از رفتن ها،داد زدن برای فروش اناری و یا ناری چهره ها نا اشنا بودند اما در نگاهشان انگار سلام هائی پنهان بود جلوتر که رفتم به یک باره پایم ماند و سرم سر شد، خودایا چه بی یه ؟! ئه وه علی یه ؟ یه کامبیزه؟ ئه وه . ..یه " اری خودشان بودند دوستان و اشنایانی که همین دیروز با هم توب پلاستیکی را "دو پوسه " می کردیم و با چرخیدن به دور دو تکه سنگ شادمانی مان تکمیل می شد و به خانه که بر می گشتیم به تعداد گل ها و پاس ها فگر می کردیم واحیانا اگر زمین خورده بودیم و جائی از بدنمان درد می کرد ارام "ای " می گفتیم و...
علی یاد شوت هایت بخیر ، کامبیز عجب دست های تنومندی داشتی ، چی شده عزیزانم
چرا امروز باید به زور بتوانید راه بروید ؟چرا امروز باید از دیدن هم شرمنده شویم ؟ چرا؟
.....
دوستی می گفت فلانکسک که با 2 تن جنس گرفته بوده اندش با واسطه ای ازاد شده و با لو دادن تعدادی خورده فروش خود را بیمه کرده و اکنون کیلوئی می فروشد!
یاری دیگر می گفت امروز برای گرفتن نان خالی هم باید و قت بگذاری ودر صف چمباته بزنی اما برای تریاک نه ؟
.....
اگر خود به چشم ندیده بودم که در خیابان های اصلی شهر به راحتی خرید و فروش می شود شاید کمتر باور می کردم.
اگر این بچه ها را پیش از این ندیده بودم شاید این بار برایم سنگین نبود
اان صحنه های دلخراش مرا به یاد رژه ی های برادران ناجا انداخت و تاکتیک های رزمی شان و اخیرا هم فیلم هایشان !!!
چه بگویم چه می توان گفت ، به که می توان گفت.
ایا واقعا نیروی کمی در منطقه مستقر است؟
ایا واقعا برخورد می شود؟
ایا واقعا دستوری برای برخورد وجود دارد؟
ایا . . .
و هزاران ایای دیگری که .....
ایا حق با مرحوم خلخالی بود؟
در زمان پهلوی می گفتند اشرف وارد کننده است! امروز چه کسانی این وظیفه خطیر را بر عهده دارد؟
مشروب خوردن ویا فروش ان جرمی سنگین است اما شخص معتاد بیمار است ای وای نکند بخراشی پشتش را که از برگ گل بر تن سیمینش غنوده است!!!!
یا برای جلوگیری از بدحجابی در اریاشهر 5 ماشین گشت ارشاد لازم است
یا فلان روستا زاده ی بی نوائی که در عمرش به شهر نیامده باید به سرحد برود به سربازی و با اشرار بجنگد انهم 1200 کیلومتر انطرفتر تا ادم شود
یا شروین با پول بابا از ترکیه برود اروپاو حال و حول و درس بخواند و...
کاش عدالت را با الف می خواندند تا شاید درد نگیرد مچ دستی از خم کردن برای نوشتن خم عین اش و همیشه راست و حسینی بنویسدش
ببخشید اشفته نوشتم شاید یکی بخواند شاید هم نخواند شاید بداند و شاید هم ...
چنانچه به چند دهه ی اخیر یعنی پایان قاجار و اغاز پهلوی وتا تاکنون به تاریخ زاگرس میانی بنگریم چه خواهیم دید؟ ( منظور از زاگرس میانی در اینجا استان های کرمانشاه ایلام و لرستان است)
قبيله گرائی افراطی ،روزمرگی،دفاع از هیچ،نداشتن ایده ،نبود اتحاد ،تکیه ی بیش از حد به حکومت ، طلب کار بودن از همه،..
در این بخش ابتدا پرسش هائی طرح و انگاه در حد توان وآگهی پاسخ داده خواهند شد.
1-ایا اصولا زاگرس نشینان انسان های متمدن با تعریف امروزی بوده اند؟
2-ایا زاگرس نشینان پس از تاریخ باستان جدا کنیم چیزی دارند که قابل طرح باشد؟
3-ایا بزرگانی در1000 سال گذشته داشته است؟
4-ایا بودیم بودیم شرط است یا هستیم هستیم؟
ج1- انچه امروزه به نام مفرغ های لرستان ،که شمامل بیشتر مفرغ های منطقه می شوند، در جهان شناخته شده اند گواه یک تمدن کشاورزی و حتی گذر از کشاورزی دارد. بنابراین مردمان این منطقه قطعا صاحب تمدن حتی پیش ازورود اریائی ها بوده اند .در ضمن ویژگی های طبیعی می توانسته از مردمانش به خوبی محافظت کرده ویک کوچ 100 تا 200 کیلومتری باعث می شده است که از سرما و گرمای سخت رها یابند.
ج2- قطعا دارند ، به نظر می رسد علاوه بر نقش پیدا و نهانی که در شکل گیری تمدن پارس داشته اند پس از حمله اعراب نیز تا انجا که توانسته اند مقاومت کرده اند و در برهه ای (قرن 4 ) بجای شمشیر دست به تنبور برده اند و از عقیده بر علیه عقیده استفاده کرده اند در ضمن چنان دیواری محکم از نفوذ عربیت بجای اسلامیت بداخل فلات ایران جلوگیری کرده اند و گرنه اکنون ماها نیز می بایست مانند مصری ها و سوری ها زبان و فرهنگ عربی می داشتیم،این تاثیر شگرف توسط همین مردم انهم در جوار بغداد صورت گرفت که سعی در پالودن اسلامیت از عربیت می کردند وشاید اولین مردمانی بودند که قران کریم را ترجمه کردند و حتی مذهب های را به وجود اورد که با عقاید سایر مسلمانان هم خوانی نداشته و ندارد.
با سلام در برخی از کامنت ها از بنده خواسته شده که عکس خودم را در وب بگذارم
با انکه می دانم این مطلب چندان مهم نیست ولی این کار را کردم

بيوگرافي مختصر:
رضا حسنوند « شوريده لرستاني»
متولد : 1346
ديپلم1364
فوق ديپلم 1366
ليسانس دانشگاه تهران 1371
ارشد ادبيات فارسي1384 دانشگاه ملي قم وزارت علوم
مدرس دانشگاه
دبير ادبيات مقاطع دبيرستان و پيش دانشگاهي
داراي آثار چاپ شده : ديوان ميرزا شفيع مصدق
آرزوي وحشي
ويراستاري گلزار ادب لرستان
خاكيان افلاكي
نگارندهده مقاله تخصصي در نشريات
مسول انجمنهاي ادبي الشتر
بررسی شعر حجت الله مهدوی (حجت) شاعر توانای سلسله ای
یکی از اصیل ترین نمایندگان جریان جدید شعر لکی که در شعر او میتوان نمونههای بارزی از رویکرد به طبیعت، مسائل اجتماعی کاربرد اصطلاحات و لغات بومی و مضامین طنز آمیز را مشاهده کرد، حجت الله مهدوی است. او زندهکننده خاطره شاعران بزرگی چون ملا منو چهر خان کولیوند است و شاید بتوان گفت پس از متقدمان شعر لکی، که پیش از این به نام چند تن از آنان اشاره شد، چشم سرزمین لکستان به جمال جمیل شعر حجت خصوصاً غزلهای ناب او روشن شده است . پیشتر اشاره کردیم که بیشتر اشعار بازمانده از متقدمان، جزء نمونههای اندکی چون شعر معراج نامه و شمس زرین بال و چند شعر دیگر از ملا منوچهر. در بحر متقارب مثمن اصلم سروده شده است اما در اینجا لازم به ذکر است که شعر مهدوی از این حیث به حقیقت منحصر به فرد است. او تنها شاعر لک زبانی است که مجموعه وسیع و متنوعی از اوزان عروضی را در شعر خویش به کار گرفته است و گاهی این اوزان چنان با مضامین شعر او گره خورده است که تصور شکل گرفتن اشعار وی در اوزان دیگر ناممکن به نظر میرسد، چنانکه به جرات میتوان ادعا کرد که او برای هر مضمون خاص وزن ویژهای اختیار کرده است؛
حامد رشنو زاده (سوشیانس ) یکی از شاعران جوان امروزی الشتر می باشد که به زبان شعری رسیده که امروز می تواند شعر نو لکی بسراید در زیر بخشی از شعر زیبای ایشان اورده شده است
هویه ر که تی یه سئ قیلنگ قیل هاو"ا
آگر بئ دو"ی بی یه سه ر گئیو راو"ا
لیله حنام ئر دو هوئل روو روو
وئیه ر لوو لوو واری ئه ر سه ر خوو"ا
بئرژئنگ شئو چو"ی هئرنگ ئژ چی یه م چئ یه
نو"یزنه ز تو سالیه گئیونئم سئیه
کو"ئگئ هئناسئ سو"تیه بئ په نا
بقیه شعر در وب ایشان http://mordadhrz.blogfa.com// می باشد
حامد رشنو زاده (سوشيانس)
متولد 1362- الشتر
تحصيلات :مهندسی عمران
فعاليتها: نگارش مفالات فرهنگي ، اجتماعي و تخصصی
موسيقی ،خوشنويسی و طراحي
سوابق اجرايي :
دبير انجمن شعر ، دبير و نماينده پژوهشي جمعيت هلال احمر
دبير انجمن عمران ، عضو شوراي مرکزی سازمان عمران ايران
سردبير نشريه تخصصي قاصدک ، عضو انجمن صنفي پيمانکاران تهران
مدير عامل شرکت عمراني پارسه اوژان گرين ،عضو مرکز عمران ايران….
معرفی چند تن از بزرگان اهل حق (یارسان)
علاوه بر بابا طاهر بابا های دیگری نیز در جغرافیای لکستان (غرب لرستان و شرق کرمانشاه) وجود داشته اند که در زیر به معرفی برخی از انها می پردازیم لازم به ذکر است که از دوست عزیزم ویس کرمی برداشت شده است ، بزرگانی که در این بخش نیز از آنها ذکر به میان آمده است احتمالا معاصر با شاه خوشین (خووه شیئ ن) و یااز یاران وی بوده اند ،نام داخل پرانتز به زبان لکی می باشد.
در همین جا لازم میدانم که مسئولان شهرستان های سلسله و دلفان راه نور اباد و الشتر به بابابزرگ را اصلاح کنند تا زوار بیش از این اذیت نشوند در ضمن بقعه کاکارها را در منطقه کاکارضا تعمیر و اصلاح نماین و همچنین نام ان را از کاکارضا به همان نامی که مردم منطقه تلفظ می کنند (کاکا رها) تغییر دهند
بابابزرگ (باا بئ زئ رگ) (قرن پنجم هجری)
احتمالا نام اش ابراهیم بوده است از اعاظم و بزرگان اهل حق است که در خدمت شاه خوشین بوده و به همراه باباطاهر از یاران و اصحاب خاصه ی شاه خوشین به شمار می رود. عموم مردم لک نشین به ویژه نواحی (سلسله و دلفان و هرسین و کوهدشت و کرمانشاه) اعتقاد فراوانی به بابابزرگ دارند و یکی از سوگندان رایج در این نواحی « وه باا بئ زئرگ» می باشد. آرامگاه بابابزرگ در منطقه ی سرکشتی دلفان زیارتگاه مردم اهل دل غرب کشور است و هر ساله زوار زیادی به قصد زیارت مزارش رهسپار این دیار می گردند.

بقعه متبرکه باا بئ زئ رگ وکال نازار
این بقعه در باختر دلفان به فاصله ی حدودی 50 کیلومتر در درّه ای بین کوه مهراب و دامنه های سرکشتی گنبدی است که به بابای بزرگ مشهور است ، کال نازار ظاهرا ندیمه سیاه چهر ه ا ی خوش زبانی بوده که به لکی به او کال نازار (سیاه روی زیبا و دوست داشتنی ) می گفته اند که در کنار بقعه خاک شده است از بابابزرگ دوبیتی هایی به زبان لکی نیز به جای مانده است از قبیل:
شائم هوویدا بی شائم هووید ا بی
پئ رئ کارسازی، شائم هوویدا بی
و"ه ربـــک خوا جام کاو"ه پیدا بی
و"ه گوئرز گاو" سار زئحاک دئیدا بی
یعنی: برای کارسازی مردم، به فرمان خدا کاوه پیدا شد و با گرز گاوسر خود ضحاک را نابود کرد.
نمود اعتقادات و باورهای مردم غرب کشور در ابیات چهل سرود «چئ ل سئ روو» به خوبی دیده می شود، در این میان بابابزرگ در ابیات چئ ل سئ روو حضور پررنگی دارد که بیانگر اعتقاد مردم به این شاعر عارف بزرگ است:
یا بـاا بئـزئرگ گوئمه ئو بـارگا خاس
زیارت چی فئ ره مه تلئو دار بشناس
ای بابا بزرگ که دارای جلوه و شکوه بزرگی هستی تو خوب زوار نیاز مند را می شناسی
به نیاز من برس
یا بـاا بئـزئرگ بئزئرگ پیره ئل
بئ ر ه س وه هانائ ژار ئو فه قیره ئل
ای با بای بزرگ ، بزرگ بابا ها به داد مردم مظلوم و ستمدیده وفقیر برس
یا یا بـاا بئـزئرگ شائی دالاهوو
یا ائیمـــوم رئزا (ع) یا زامئن آهوو
ای بابا ی بزرگ ،بزرگ کوه دالاهو ، ای امام رضا(ع) ای ضامن اهو به دادم برس
وئی بـاا بئـزئرگ پیرئ دئلفئونه
گئ یه گوذه رگا سیا زئلفئونه
به این بابای بزرگ فرزانه ی منطقه دلفان که زیارتگه اهل دل (سیاه زلف ها) است سوگند
کاکه رئ ها (کاکه رها یا کاکارضا!-قرن پنجم هجری)
برادران و خواهران گرامی هم تبار
در پی اعلام نتایج کنکور مشاهده گردید با تقسیم بندی های عجیبی که انجام گرفته دست بسیاری از اهالی محروم کشور به ویژه مناطق جنوب غرب کشور از دانشگاه های معتبر تهران به عمد یا سهو کوتاه شده است و این در حالی است که نخبگان استان های مذکور حق دارند چنان سایر نخبه های کشور با انها برخورد شود و در دانشگاه های معتبر ادامه تحصیل دهند، در زیر سوال های از ریاست محترم جمهور شده است که امید است رسیدگی شود.
چرا باید سه نفر رتبه زیر 1000 ردی باید هر سه از ایلام و لرستان و کرمانشاه باشند؟!
ا
ورودی شهر الشتر یا همان نیسایه باستانی مجسمه ایشتار(الهه ی اب و مهربانی) نصب شده است که بدین وسیله از زحمات شورای شهر و شهردار و سایر مسئولا دست اندر کار سپاسگذاری می شود ُ به امید روزی که از اسامی بزرگانی چون مئ لا په ریشان (ملاپریشان) و مئ لا مه نوو چئر (ملا منوچهر) و مئلا حه ق عه لی (ملا حقعلی) در نام گذاری خیابان ها و سایر مکان های فرهنگی هنری استفاده گردد

توصیه هائی چند برای توسعه شهرستان سلسله
در پی مذاکرات شفاهی و قول همیاری و مساعدت کمیته الشتری های مقیم تهران توصیه هائی چند برای توسعه ی شهرستان سلسله در حد اطلاعات وشناخت ما از منطقه در حوزه های راه،آب و منابع طبیعی ،توریست ،مسائل اجتمائی
الف:در حوزه راه
1-تخصیص اعتبار بیشتر برای احداث راه الشتر-نهاوند از گردنه ی گچگه،توضیح اینکه اهمیت این مسیر بیشتر از احداث اتوبان به طرف خرم اباد ویا جاده بروجرد می باشد زیرافاصله تا تهران کمتر شده واز نظر مهندسی نیز هزینه ی کمتری دارد.
2-تاکید بیشتر بر راه بروجرد
3-اصلاح و مرمت جاده سراب کهمان
ب:در حوزه آب و منابع طبیعی:
1-پیگیری بیشتر برای پمپاژ اب به دشت ابباریک و فیروز اباد
2-جلوگیری از احداث ساختمان و دیگر سازه ها در سراب امارت،توضیح اینکه به علت کوتاهی برخی مسئولین و نفوذ برخی سرمایه داران پرورش ماهی های احداث گردیده است که محوطه ی زیبای ان را تخریب نموده است لذا بهتر است برای این چنین جاههائی حریم تعریف شود تا از احداث چنین سازه هائی جلو گیری شود.
3-احداث ابگیر ها وسد هائی درمکاه هائی مانند کهمان ،دو اب ،جوانمرد
ج:در حوزه ی توریست
1-ایجاد پایگا هائی امن و مطمئن در تابستان در مکان های خاص برای جذب مسافر وتبلیغ در رسانه ها
2-نصب تابلوراهمنا در پلیس راه و فیروز اباد برای جذب توریست
3-احداث مکان هائی تفریحی و بهداشتی در مناطق کهمان ،زز، دو اب ،هنام ، باوه دائی
4-برقرای نظم وامنیت اجتمائی برای خانواده ها بویژه در مکان های تفریحی و در ایام تعطیل با فرستادن گشت های انتظامی
5-تشویق و ایجاد بازار های محلی برای ارائه عرضه مستقیم محصولات تولیدی به مسافران با قیمت واقعی (مانند گوشت ، لبنیات ، ماهی ،غلات و...)
6-ایجاد استراحتگا هائی در مسیر جاده کرمانشاه در محل های دو اب و ابباریک وفیروز ابادو ..،توضیح اینکه در اینده با بهره برداری از ازاد راه خرم اباد - پل زال این مسیر اهمیت اش دو چندان خواهد شد .
7-معرفی کوه گرین و احداث ایستگا های کوه نوردی در ان به گروه های کوه نوردی
د- مسائل اجتماعی:
1-پیگیری برای ایجاد یک شبکه رادیوئی محلی به زبان لکی ، پیرو درخواست کمیته ازریاست محترم صدا و سیما
2-پیگیری بحث اختصاص نمایندگی مستقل مجلس به شهرستان سلسله
3- همراهی و همیاری با مردم برای نگارش و امضا طوماری از جانب توده ی مردم برای ارسال به وزارت کشوربرای بحث نمایندگی
4- مبارزه فرهنگی با اعتیاد با ایجاد برنامه های متنوع برای نسل جوان مانند اجرای موسیقی محلی ، بازی های محلی ، ورزش های محلی ،تشکیل گروه کوه نوردی ، پاکسازی ارازل اوباش ، مبارزه با قاچاق چیان مواد مخدر
کمیته الشتر
انجمن لرستانی های مقیم تهران
گه ری (گرین)
در این هوای گرم تموزی از دامنه های گرین گذشتیم چقدر زیبا بود و دل انگیز " ماه" گه گفته اند درست بوده است کوهزاد و گاماسیاو" پاماسپ و سوران و بیان و.. به راحتی می شد صدای شهیه ی اسب های سپاه و ابادانی ماه ها (نهاوند و دینور و نیسایه ) را دید با خود گفتم که مگر چه بر سر ما امده است که حتی در استان لرستان هم خوب گرین را نمی شناسند این کوه بزرگ و سرسبز و دلنشین که بارها در پهلویانه های لکی از ان نام برده شده است
چئ م ئه را گه رین ئه را سئ چی خاص
سئم سا مئ فه را چوئیر ئ بوو خاص
ویا در وصف بلندی سرسبزی اش گفته اند
چئ مئو سه ر کؤئر گه رین دثار بی
نئ شونه گه رين گول گوله زار بی
چئ مئو سه ر گه رين کوئر دثار بی
نئشونه کوئر لثتئ ئه نار بی
اما دریغ و صد دریغ از اینهمه کوتاهی مسئولین استان های لرستان و همدان که انچنان که لایق اش می باشد این کوه زیبا را معرفی نکرده اند
این زشته کوه زیبا در شمال لرستان و جنوب همدان قرار گرفته و مهمترین ابگیر دائمی کرخه که چشمسار های بزرگی چون گاماسیاو ، کهمان ، ونائی ، زز و ... از ان سر چشمه می گیرند و دشت های زیبا و سرسبز سیلاخور، نهاوند و الشتر را سیراب می نمایند از ان سرچشمه می گیرند.
جنابان
چند جین ادم باید مانند این بی نوا ها بدین طریق کشته شوند تا شما ها به خود ایید
چند هزار نفر دیگر باید در سر چار راههای تمام شهر های استان و شهر های بزرگ کشور از هم تبار های ما باید برای کارگری ساده و عمله گری بایستند تا شما یک درصد به ارقامتان بیافزائید
چقدر جوان معتاد دیگر باید بمیرند تا شما ها کمی از روی این میز های قدرت تکتنی بخورید
و ..
بدین وسیله ضمن اعلام همدردی با باز ماندگان منتظر جواب گوئی مسئولان مربوطه هستیم
کمیته الشتری های مقیم تهران
در پی انتشار اخبار ضد و نقیض در ارتباط با نخستین همایش «زبان و ادبیات لکی» در وبلاگ ها و وبسایت های لرستانی، آقای کرم الهی مسئول انجمن ادبی شهرستان سلسله (الشتر لرستان) در گفتگوی تلفنی با نشریه ی لور با ارائه ی توضیحاتی آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه ی همایش را 25 تیرماه سال جاری اعلام کردند. وی همچنین با اظهار بی اطلاعی از زمان دقیق برگزاری همایش، اواخر تیر یا اوایل مرداد را زمان احتمالی برگزاری این همایش اعلام و اظهار داشت که تاریخ دقیق برگزاری این همایش متعاقباً اعلام خواهد شد.
شایان ذکر است که این همایش به همت «انجمن ادبی الشتر» و اداره ی فرهنگ و ارشاد شهرستان سلسله برگزار خواهد شد.
کرم الهی در ارتباط با منطقه ای خواندن این همایش که به میزبانی لرستان و شهرستان الشتر برگزار خواهد شد به نشریه ی لور گفت که فراخوان همایش به استان های کردستان، کرمانشاه، همدان و ایلام نیز ارسال شده است و از شاعران و هنرمندان این مناطق خواست تا در این همایش حضور یابند.
وی همچنین در پاسخ به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب در ارتباط با این همایش اعلام کردند که متأسفانه فراخوان همایش تا کنون در نشریات استانی و منطقه ای منتشر نـشده است و این فراخوان تنها برای ادارات ارشاد استان ها فکس شده است.
علاقه مندان خواست تا 25 تیرماه آثار خود را در قالب شعر و مقاله به نشانی: لرستان، الشتر، اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سلسله ارسال دارند؛ و یا با دورنگار این اداره به شماره ی 06635220200 مکاتبه نمایند.